روانشناسی نشان می‌دهد افراد با هوش هیجانی بالا اغلب احساس تنهایی بیشتری می‌کنند نه به خاطر ضعف در برقراری ارتباط، بلکه به خاطر آگاهی بیش از حد شان است و به آن «نفرینِ دانایی» می‌گویند.

آنها مسائل را فقط حس نمی‌کنند بلکه آنها را می‌بینند تغییرات لحن را تشخیص می‌دهند مثل یک پاسخ دیرهنگام، یا نگاهی که سردتر از حد معمول است.

مدت‌ها پس از پایان یک گفتگو، آن را در ذهن شان مرور می‌کنند. نه به خاطر اینکه احساس نا امنی می‌کنند، بلکه چون متوجه حرف‌های ناگفته می‌شوند.

نتایج را قبل از وقوع پیش‌بینی می‌کنند و وقتی مشکلی پیش می‌آید، از قبل دلیلش را می‌دانند و باز هم احساس مسئولیت می‌کنند.

این فکر و خیال زیادی نیست این «گوش به زنگیِ حاد» نام دارد. که یک واکنش به تروما ست. این حالت اغلب ریشه در کودکی دارد، و در محیط‌هایی شکل می‌گیرد که احساسات در آن غیر قابل پیش بینی بوده‌اند توجه به تغییرات جزئی یک انتخاب نبود، بلکه مسئله بقا بود.

در بزرگسالی، آنها همیشه در حال ارزیابی و رمزگشایی هستند، و هرگز کاملا آسوده نیستند. تنهایی آن‌ها ناشی از تنها بودن نیست، بلکه از این است که هرگز آنقدر احساس امنیت نمی‌کنند. تا «خود واقعی شان باشند و تا زمانی‌که ذهنتان طوری برنامه ریزی شده است که از درد پیشی بگیرد، حتی شادی هم خطرناک به نظر می‌رسد.

اگر این حرف‌ها برایتان آشناست، بدانید که شما زیادی فرد حساسی نیستید بلکه فقط عمیقاٌ به همه چیز آگاهید. و شما هم لایق احساس امنیت هستید.

Comments

Be the first to add a comment