▪️طراحی هدفمند (و سیستمهای پیچیده)▪️ستگادین ۲۲ تیر ۱۴۰۱
طراحی هدفمند، پُربارترین نوع طراحی است. طراحی هدفمند با این سوالات اساسی شروع میشود: «این محصول به درد چه کسی میخورد؟» و «این محصول، به چه دردی میخورد؟»
سیستمهای پیچیده در ادامهی مسیر، طراحی را غیرشفاف میکنند. چون برای پاسخ به سوال بالا، «چه کسی»های خیلی زیادی وجود دارند.
به
این ظرف ساده که در هتل هیلتون پیدا میشود و توسط بخشی از
Sysco، شرکت بسیار بزرگ خدمات غذایی، طراحی و فروخته شده است، نگاه کنید. این محصول، اندکی بزرگتر از انگشت شست شماست...
اگر پاسخ سوال «این محصول، به چه دردی میخورد؟»، این است که به درد دوشگرفتن میخورد و پاسخ سوال «به درد چه کسی میخورد؟»، مهمان هتل باشد، این محصول از طرق بیشماری شکست میخورد.
خواندن نوشتههای سفید روی بدنهی ظرف، تقریباً غیرممکن است. اگر عینکی باشید یا بخار همه جا را گرفته باشد، خواندن آن غیرممکن است.
بازکردن آن هم تقریباً غیرممکن است. سر ظرف قطر بسیار کوچکی دارد و برای اکثر افراد، مخصوصاً زیر دوش، گرفتن آن در دست، دشوار است. به نظر میرسد که حتی سر آن، پیچ هم نمیخورد و فقط یک لبهی تیز ظریف برای بازکردن دارد.
و حالا به مسائل سیستمیک میرسیم.
این محصول توسط مشتری خریداری نشده است. بلکه یک فرد اداری خوشنیت در هتل هیلتون با یک فروشندهی خوشنیت در Sysco همکاری کرده است تا معامله جوش بخورد. هر دوی آنها تلاش میکردند تا دل رئیسشان را به دست بیاورند. این قضیه ممکن است فقط یک خرید ارزانقیمت تلقی شود ولی میتواند مربوط به جبران یک لطف، گزینهای برای سرمایهگذاری یا کالایی با تحویل آسان هم باشد.
ولی صبر کنید. قضیه بدتر از این حرفهاست.
این ظرف با یکبار استفاده، دور انداخته میشود و تقریباً به طور قطع در یک دستگاه زبالهسوز برای تولید برق میسوزد یا فقط به محل دفن زباله پرت میشود. جایی که قرار است برای یک میلیون سال باقی بماند. این ظرف، نهتنها از پلاستیک ساخته شده بلکه حداقل پنجبار ضخیمتر و سنگینتر از حد نیاز است.
یک پمپ قابل پُرکردنِ دوباره نیست که به دیوار بچسبد و چهار سال دیگر کار کند. شیشهای یکبارمصرف است که تقریباً به همان اندازهی زمان تولید، انرژی مصرف میکند و بیشتر از یک روز هم دوام نمیآورد.
و نتیجه نهایی، صدها هزار یا میلیونها عدد از این بطریهاست که جهان ما را مسموم میکنند. فقط به این دلیل که یک طراح، سوال اشتباهی از خودش پرسیده است.
به این علت است که
The Carbon Almanac باید در شرکتهای معمولی مثل هیلتون برای کارمندان عادی به همان اندازهی کارمندان پُرکار، به بخشی از گفتگوها تبدیل شود تا وقتی کارمندان عادی، مشتری افراد پُرکاری میشوند که طراح اولیهی محصولات هم هستند، از این مسائل آگاه باشند. چون وقتی یک نفر محصولی را طراحی کرد، آن محصول در نهایت، یک میلیون بار بازتولید میشود و باعث ناامیدشدن صدها هزار نفر در زیر دوش حمام شده، هزاران تن کربن سمی نیز تولید و در هوا رها میکند.
در این اتفاق، هیچکس برنده نیست. زمان، پول و نیت خوب، همگی هدر میروند. همهی اینها به خاطر آنست که سیستم دربارهی این سوالات که «این محصول، به درد چه کسی میخورد؟» و «به چه دردی میخورد؟» جواب شفافی نداده است.
.