ندیدی تو آن درد بیدادگر
پسر غرق خون روی دست پدر
از آن نعرهٔ درد و فریاد کین
بلرزد دل کوه و پشت زمین
همه تن نباشم چرا گریه ناک
که صد شاخه از من جدا شود چو تاک
چرا خون نبارد از این سرگذشت
که یک عمر در خون و خنجر گذشت
هوشنگ ابتهاج
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing