◼️تنها نخبگان و اوباش هستند که باید با قوهٔ محرّک خود توتالیتاریسم جلبشان کرد، در حالیکه تودهها را باید با تبلیغات بسوی جنبش جلب نمود.
جنبشهای توتالیتر در زمان تلاش برای کسب قدرت و تحت شرايط حکومت قانونی و آزادی عقیده، تنها میتوانند تا اندازهای محدود از ارعاب سود جویند.
در زمانی که هنوز ارتباط عامهٔ مردم با منابع اطلاعاتی دیگر کاملاً قطع نشده است، جنبشهای توتالیتر نیز مانند احزاب دیگر باید به ضرورت جلب هواداران و موجه جلوهدادن خودشان در انظار عامه، توجه داشته باشند...
در کشورهای توتالیتر، تبلیغات و ارعاب دو روی یک سکه را باز مینمایند، تنها بخشی از این نظر درست است. هرجا توتالیتاریسم سلطهٔ مطلق پیدا کند، تلقین را جایگزین تبليغات میکند و خشونت را کمتر برای وحشت زده ساختن مردم (این شیوه تنها در مراحل اولیه که هنوز مخالف سياسى وجود دارد بکاربسته میشود) و بیشتر برای تحقق آئینهای ایدئولوژیک و دروغهای عملی جنبش، بکار میبندد.
توتالیتاریسم به اظهار این نظر بسنده نمیکند که با وجود واقعیتهای عملی مغایر بگوید که بیکاری وجود ندارد، بلکه بعنوان بخشی از تبلیغاتش، حقوق بیکاری را لغو میکند.
این واقعیت جالب است که اینگونه انکار بیکاری، آیین ایدئولوژیک سوسیالیستی قدیمی را، البته به شیوهای غیرمترقبه، محقق میسازد: «کسی که کار نمیکند، غذا هم نمیخورد».
هانا آرنت
📚توتالیتاریسم
@cafe_andishe95