■دیدگاهی جدید واضح است که انزوای ساختاری که بیشتر تحقیقات آکادمیک بر آن متمرکز هستند، واقعگرایانه نیستند، چون بیشتر بر تئوری متمرکز است تا عمل؛ بنابراین تعجبی ندارد که دوسوتوانی سازمانی ازسوی مدیران بهعنوان یک مفهوم مهم چندان مطرح نمیشود، درحالیکه اثبات شده به بازدهی بیشتر میانجامد. برای حل این موضوع، این مفهوم دوسوتوانی سازمانی را بهعنوان تنش بین دو مدل کسبوکار مختلف توصیف میکنم: اداره کسبوکار در برابر تغییر کسبوکار.
● اداره کسبوکار همان دانشگاه سازمان است و شامل فرآیندهای هستهای مانند فروش، خدمات به مشتری و مدیریت مالی میشود. بیشتر درآمدهای یک شرکت از فعالیتهای اداره کسبوکار حاصل میشود. اداره کسبوکار شرکت را زنده نگه میدارد و توقف آن باعث مرگ آن میشود و تمرکز آن کوتاهمدت است.
● تغییر کسبوکار آینده سازمان است و شامل کلیه اقدامات، پروژهها و برنامههای استراتژیک و تاکتیکی آن میشود. تغییر کسبوکار ارزش آینده را برای سازمان ایجاد میکند؛ اهداف آن معمولا استراتژیکتر و نزدیکتر به رویکرد هستند، اما مزایا در میانمدت و بلندمدت به دست میآیند و در نتیجه نسبت به اهداف عملیاتی غیرملموستر به نظر میرسند. این اهداف میخواهند کسبوکار را به سوی افزایش رشد و سودآوری سوق دهند. به علاوه، به شدت پرریسک هستند و هیچ قطعیتی وجود ندارد که این منافع در کل محقق میشوند یا نه. ■ چند نمونه دوسوتوان همه این مواردی که گفته شد چگونه میتوانند بر اجرای استراتژی و مدیریت کسبوکار اثر بگذارند؟ بهمنظور درک بهتر دوگانگی بین اداره کسبوکار و تغییر کسبوکار، استراتژی ۴۰ شرکت لیست مجله فورچون در سال ۲۰۱۰ را بررسی کردم. فرض کردم این شرکتها هنگام تعریف استراتژیهای خود فرقی بین اهداف عملیاتی و استراتژیک خود قائل نمیشوند. در اینجا اهداف استراتژیک سه شرکت بزرگ دنیا را بهعنوان نمونه بررسی میکنیم. ● شرکت والمارت رتبه در لیست مجله فورچون (۲۰۱۰): ۱ درآمد: ۴۰۸,۲۱۴ میلیون دلار • تسلط بر بازار حوزه فعالیت خود (اداره کسبوکار). • توسعه در آمریکا و جهان (تغییر کسبوکار). • ایجاد شناخت بیشتر و رضایت مشتری از برند والمارت و کسب شهرت ارائه بهترین قیمتها (هم اداره و هم تغییر کسبوکار). • ورود به بخشهای جدید خردهفروشی مانند دارو، تعمیرات اتومبیل و خواربار (تغییر کسبوکار). ● رویال داچ شل رتبه در لیست مجله فورچون (۲۰۱۰): ۲ درآمد: ۲۸۵,۱۲۹ میلیون دلار • دفاع از موقعیت خود با عنوان پیشتاز صنعت نفت و گاز و ارائه بازدهی سود رقابتی به سهامداران و در عین حال کمک به برآوردن تقاضای انرژی جهانی (تغییر کسبوکار). • کشف ذخایر نفتی و گازی جدید در صنایع بالادستی و توسعه پروژههایی که تکنولوژی و دانش شرکت به واسطه آنها بتواند به ذینفعان ارزش اضافه کند (تغییر کسبوکار). • فعالیتهای پاییندستی همچنان بر سودآوری متمرکز است، درحالیکه برنامههایی برای خارج کردن ۱۵ درصد ظرفیت پالایش و ۳۵ درصد بازارهای خردهفروشی و سرمایهگذاری رشد بهمنظور توسعه کیفیت تولید و بازاریابی وجود دارد (هم اداره و هم تغییر کسبوکار). ● تویوتا رتبه در لیست مجله فورچون (۲۰۱۰): ۵ درآمد: ۲۰۴,۱۰۶ میلیون دلار • افزایش توانایی کاهش تولید دیاکسید کربن و تولید خودروهایی با مصرف سوخت بهینه (هم اداره و هم تغییر کسبوکار). • افزایش سودآوری از طریق کاهش هزینهها (تغییر کسبوکار). • توسعه فعالیتها در کشورهای دارای منابع غنی و بازارهای نوظهور؛ ورود کامل به بازارهای هند و برزیل (تغییر کسبوکار). • تسریع تولید خودروهای هیبریدی و الکتریکی (تغییر کسبوکار). همانطور که مشاهده میشود، شرکتهای بزرگ جهان ترکیبی از اهداف کوتاهمدت و بلندمدت دارند و دارای خط پایان واضحی نیستند. بیشتر مواقع فعالیتهای آنها ترکیبی از اداره کسبوکار و تغییر کسبوکار است و بیشتر اثبات میکند که سازمانها باید قابلیتهای دوسوتوانی داشته باشند، بهخصوص با توجه به اینکه اهداف استراتژیک سازمانهایی که در یک صنعت خاص رقابت میکنند، با هم مشابه است. 🔺۶ رکن برای ایجاد دوسوتوانی
ایجاد دوسوتوانی سازمانی نیازمند ایجاد تحولی بنیادی در هر عنصر واحد تشکیلدهنده یک شرکت است (موقعیت سازمانی). در اینجا چارچوبی که به ۶ رکن کلیدی میپردازد مشخص شده است: ۱) رهبری و فرهنگ آغاز و پایان هر چیزی در یک شرکت در حوزه رهبری اتفاق میافتد، اگرچه فرهنگ و ارزشهای شرکت در طول زمان تعریف میشود و میتواند سالها بدون تغییر باقی بماند، اما مدیرعامل و سایر مدیران ارشد میتوانند با پیامها و فعالیتهای خود این عوامل را در هر مرحلهای تغییر دهند. در یک سازمان دوسوتوان، مدیرعامل عامل اصلی تغییر است و بنابراین باید اولین نفری باشد که فرهنگ و ارزشهای شرکت را بهکار میگیرد.