وقتی صحبت از همدلی در رواندرمانی میشود، اغلب بر اهمیت و مزایای آن تأکید میشود. اما آیا ممکن است همدلی بیش از حد هم اثرات نامطلوبی داشته باشد؟
همدلی در واقع دو جنبه متمایز اما مرتبط دارد: درک شناختی دیدگاه دیگری و تجربه عاطفی مشترک. این دومی، یعنی پاسخدهی عاطفی مشترک، گاهی میتواند الهامبخش کنشهای مشفقانه باشد، اما در عین حال ممکن است به واکنشهایی منجر شود که لزوماً به نفع افراد یا جامعه نیست.
پل بلوم در کتاب «علیه همدلی» استدلال میکند که گاهی همدلی عاطفی میتواند ما را به قضاوتها و تصمیمهای نادرست سوق دهد. او در عوض از «شفقت عقلانی» دفاع میکند؛ یعنی تصمیمگیری مبتنی بر ملاحظات اخلاقی و انساندوستانه، بدون غرق شدن در احساسات همدلانه.
شاید بتوان این ایده را به قلمرو رواندرمانی نیز تعمیم داد. وظیفه درمانگر، فراهم آوردن یک محیط امن و پذیرا برای خودکاوشی مراجع است، اما این به معنای تأیید هر آنچه مراجع میگوید یا همراهی هیجانی کامل با او نیست.
به ویژه هنگامی که مراجعان درگیر رفتارهای مخرب یا غیراخلاقی هستند، اتخاذ یک موضع بیطرفانه و همراه با تامل از سوی درمانگر میتواند مفیدتر از صرفاً ابراز همدلی باشد. درمانگر باید بتواند به شیوهای توأم با پذیرش، اما در عین حال صادقانه و شفاف، مراجع را با پیامدهای رفتار خود مواجه سازد.
بنابراین شاید بتوان گفت حتی در رواندرمانی هم «همدلی بهینه» وجود دارد که در آن، درک عمیق تجربه مراجع با حفظ یک چشمانداز اخلاقی گستردهتر و مسئولیت حرفهای درمانگر تعدیل میشود. این بدان معناست که گاهی درمانگران ناگزیرند با لطافت و ظرافت از مرز همدلی فراتر روند.
البته این بدان معنا نیست که با کاهش همدلی، اثربخشی رواندرمانی بهبود مییابد. بلکه هدف، دستیابی به یک تعادل ظریف است؛ جایی که همدلی عمیق با قضاوت حرفهای و تعهد به اصول اخلاقی همراه باشد. رسیدن به این تعادل، خود مهارتی ظریف است که در طول زمان و با تامل دقیق در تجربه و تمرین عامدانه برای ارتقای آن پرورش مییابد. #رواندرمانی #اثربخشیدرمانگر #مهارتهایبینفردی #همدلی_دقیق منبع: Miller, W. R., & Moyers, T. B. (2021). Effective psychotherapists: Clinical skills that improve client outcomes. Guilford Press.