فاجعه افغانستان؛ اخلاقیات قربانی مصلحت
مهرداد خوانساری
اولین عکس العمل به صحنه های دردناک و دلخراش هزاران نفر از مردان، زنان و کودکان وحشت زده و بی پناهی که در فرودگاه کابل صف کشیده بودند تا به هر طریق که شده برای نجات جانشان به هر مقصد نامعلومی هم که شده پرواز کنند، انزجار از رفتار و کردار ناجوانمردانه آمریکا در درجه اول و متحدین غربی اش از قبیل انگلستان و دیگر اعضای سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) است که بعد از ۲۰ سال حضور در افغانستان و تعهدات بی شمار، یک باره به تعهدات قبلی شان پشت کردند و سرنوشت میلیونها مردم امیدوار و متکی به خودشان در آن کشور، به ویژه زنان و جوانانی را که با تکیه بر پشتیبانی غرب خواستار بنای کشوری همسو با آرمان های دنیای مدرن بودند، تسلیم نیروهای انتقامجو و واپسگرای طالبان نمودند.
برای افرادی که خاطره صحنه های فراموش نشدنی هلیکوپترهای ارتشی آمریکا در پشت بام سفارت ایالات متحده در سایگون و تلاش هزاران ویتنامی که طی سنوات طولانی در خدمت نیروهای آمریکایی بودند و برای فرار از دست نیروهای کمونیستی پیروز، خودشان را به در و دیوار می زدند، هنوز به روشنی روز زنده است، صحنه های هولناک فرودگاه کابل در روزهای اخیر چیزی جز تکرار همان سناریو پیشین نبوده است؛ هرچند اثرات آنچه که ما امروز شاهدش هستیم به علت وجود شبکه های اجتماعی و آماج خبر رسانی های زنده در سطح جهانی، به مراتب هولناکتر از فاجعه سفارت آمریکا در سایگون است.
خط باریک میان اخلاقیات و واقعگرایی در سیاست بینالمللی۱)
اخلاقیات: دولت های متعدد و افکار عمومی در آمریکا همیشه بطور کلی و به ویژه به لحاظ تاریخچه مبارزات استقلال طلبانه خودشان علیه انگلیس، همواره با سیاست های استعماری کشورهای اروپائی، برخوردی کاملا منفی داشته اند که در سال های بعد از جنگ جهانی دوم به اوج خود رسید و در این راستا توانست نقش موثری را در پایان بخشیدن به سیاست های استعمارگران وقت ایفا نماید. به عنوان مثال، پشتیبانی دولت آیزنهاور در پی اشغال کانال سوئز از سوی نیروهای جنگی انگلیس و فرانسه از جمال عبدالناصر ،نه تنها بطور سمبلیک حساب آمریکا را با کشورهای عمده اروپائی جدا کرد، بلکه باعث شد تا روند استقلال بیشتر کشورهای مستعمره تا پایان دهه ۶۰ میلادی تکمیل شود.
هم زمان با کم رنگ تر شدن حضور و نقش کشورهای استعمارگر در جهان و به ویژه با اوج گیری جنگ سرد میان غرب و اتحاد جماهیر شوروی، دنیا شاهد افزایش حضور و نفوذ آمریکا در عرصه بین المللی، مخصوصا در کشورهای جهان سوم به بهانه مبارزه با کمونیسم شد که خود داستانی طولانی دارد؛ ولی نکته قابل توجه اینکه تاریخچه روابط میان آمریکا با دوستان و متحدان جدیدش در عرصه بین المللی گواهی می دهد که علیرغم تمام شعارهای مقامات و شخصیت های متعدد آمریکائی، رفتار آمریکا و عواقب آن برای مردم عادی در اقصی نقاط جهان اگرچه تفاوت چندانی با تجربیات قبلی آنها با استعمارگران سنتی نداشته است ولی برخلاف استعمارگران سنتی که اغلب حامی متحدان و عناصر وابسته به خودشان بوده اند، آمریکائی ها در بیشتر اوقات اغلب برخوردی غیر شایسته همراه با بی وفائی کامل نسبت به آینده و سرنوشت دوستان قدیمی خود – چه خوب و چه بد – داشته اند.
متن کامل در زیتون:
https://www.zeitoons.com/91092جان آگه با #فرهیختگان