آرشیو دلنوشته‌ها
۱۱آذر ۹۸
-_-


برگی از دفتر خاطرات

روز جمعه پس از یک هفته کار فشرده و طاقت فرسا، تصمیم گرفتم با زن و بچه به خارج از شهر بروم.
دیدم ماشین بنزین نداره. به پمپ بنزین رفتم و باک رو پر کردم. 48 لیتر جا گرفت.
یه 50 تومنی به متصدی دادم و گفتم بقیه اش انعام.
فکر کنم یارو منو شناخت و توقع انعام بیشتری داشت چون با طعنه گفت: حاج آقا، یه وقت ورشکست نشی؟!
در جواب گفتم اگه انعامت کمه باید ببخشی، پول خورد ندارم.
جواب داد انعام پیشکشت، پول بنزینت شده 144 تومن.

- چطور مگه؟
+ مگه خبر نداری، بنزین از دیشب شده سه تومن؟

-کدوم فلان فلان شده ای بنزینو بدون اطلاع من گرون کرده؟

از دفتر خاطرات حسن روحانی 😳


ادامه‌ی گفتگوی حسن روحانی با متصدی پمپ بنزین، که بدلیل شائبه تشویش اذهان ‏عمومی منتشر نشده، از این قرار است:‏

‏- مگر خبر ندارید؟ اعلام شده که این گرانی با تصویب سران سه قوه بوده.‏

‏+ اوووه. معذرت می‌خوام از اون حرفهایی که زدم. بفرمایید اینم دو تا پنجاهی دیگه. خداحافظ.‏

‏- نفهمیدم! چی شد؟ مگه شما بهمراه رییس قوه‌ی غذاییه و #رأس‌الرؤس جزو سران قوا نیستید؟‏

‏+ خیر. سران قوا در کشور، مقام معظم رهبری هستند. هر تصمیمِ ایشان به‌منزله‌ی تصمیم سران سه قوه ‏است. البته ایشان کارشناس نیستند و در اینگونه موارد از نظرات #ارباب، که یگانه کارشناس متخصص ‏بین‌المللی هست، استفاده می‌کنند.‏

Comments

Be the first to add a comment