تو چشمات رنگ بارون و گرفته
شبیه قصه های عاشقونه
یه چیزی بینِ غمگینی و حسرت
یه حسی مثلِ بغضای شبونه
هنوزم دلخوری از آدما وُ
از این عشقای بی نام و نشونه
یکم ساده بگیر چیزی نمیشه
پر از حسای نا فهمِِ زمونه
یه روزی یادمه پیش تو گفتم
قماره بازیای عاشقانه
یه حسی که عجیبم منطقی نیست
مثل لجبازیای... کودکانه
تو اما گفتی اینچیزا مهم نیست
دعا کن اون نره با من بمونه
دعا کردم نره پیشت بمونه
بمونه قدرِ پایکیت و بدونه
✍️مهدی رحیمی
#رومینا_اشرفی
@SepehrAzadi