▪️نگهبانان فرهنگ و قضاوت ▪️ستگادین | سهشنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۱
«بینهایت»، گمراهکننده است.
یکهزار ایمیل، درست به همان اندازه و همان هزینهی یک ایمیل است. یک کتابفروشی آنلاین میتواند همهی کتابهایی که تابحال منتشرشده را در خود داشته باشد و
دُم بلند توزیع در مورد محصولات موسیقی، به هر کسی اجازه میدهد که فرصتی برای اشتراکگذاری اثر خویش داشته باشد.
سادهترین کار این است که « اجازه دهید بازار خودش مشکل را حل میکند.» قضاوت نکنید.
این کاری است که الگوریتمهای فناوری، مدعی انجام آن هستند. دربارهی طعم، کیفیت یا استانداردها قضاوت نمیکنند. در مورد منابع، پیامدها یا تأثیرات، دخالت مستقیم نمیکنند.
این آسانتر است و در برخی سطوح، روش عادلانهتری به نظر میرسد.
وقتی دربارهی محدودیت در فضای قفسهها کمبودی احساس نکنید، پذیرش «بینهایت» آسان است.
ولی قضاوتنکردن، هنوز هم بهخودی خود، نوعی قضاوتکردن است. وقتی یک سایت، هر ایدهای را در پلتفرم خویش منتشر میکند و هر یک را بر اساس فرمولی منتشرنشده ترویج میکند، در مورد قدرت ایدهها و روشی که یک جامعه میتواند تکامل یابد، قضاوت کرده است. این اتفاق جدیدی است. کتابخانهها، کتابفروشیها، ایستگاههای رادیویی(همهی نگهبانان فرهنگ ما) با کمبود(scarcity) و اثربخشی(influence)، بدهبستان داشته و با قضاوتکردن، به آنها واکنش نشان دادهاند. اگر نمیتوانید بار همه چیز را به دوش بکشید یا همه چیز را تبلیغ کنید، پس واضح است که باید با قضاوتکردن، واکنش نشان دهید. چون بالاخره باید چیزی را انتخاب کنید.
اما وقتی شرکتها مردد هستند و از قضاوتکردن خودداری میکنند، «بینهایتبودن» و «کمیاببودن» با هم برخورد میکنند. شهرت سازمانی و دانش، چیزهای ارزشمندی هستند و با نادیدهگرفتنشان، این شرکتهای بزرگ فناوری هستند که در مورد آن ارزشها اظهارنظر میکنند. و به نظر میرسد که هرکدام برای گمراهکردن کاربران از درک اینکه چه چیزی ارزش اعتمادکردن را دارد، از یکدیگر سبقت میگیرند.
دعواهای پر سروصدای کودکستان، دارای عملکرد مفیدی است و به رشد بچهها کمک میکند. اما اگر شما نیاز به جراحی دارید، امیدوارم به بیمارستان بروید نه یک مدرسهی ابتدایی محلی.
.