✍ بهزاد مهرانیهر نوع نظام دموکراتیک و جوابپسدادهای که در جهان است میتواند و باید در فردای آزاد ایران به عنوان نوع حکومت مطلوب، مورد رای مردم قرار بگیرد.
ما جمهوریهای فاسد کم در جهان نداریم اما مگر میتوان به این بهانه از جمهوریخواهی گذشت و مردم را از انتخاب این نوع حکومت محروم کرد؟ نه!
پادشاهیخواهی در جهان امروز نمونههای موفق و جوابپسدادهای دارد که انکارناپذیر است. (دلایل جز این هم بسیار است که درمیگذرم.)
پس این نوع حکومت هم میتواند و باید در فردای آزاد ایران در رفراندوم تعیین نوع حکومت حضور داشته باشد.
وقتی شما به عنوان یک فرد و یا گروه جمهوریخواه بارها و بارها تکرار میکنی که «نظام پادشاهی در سال ۵۷ برانداخته شده و نباید در فردای پس از جمهوریاسلامی به عنوان نوع حکومت اساسا به رای گذاشته بشود» و بعد نام خود را دموکراسیخواه میگذاری، خشم دیگرانی که شما میخواهی هنوز به قدرتنرسیده حذفشان کنی را برمیانگیزید.
در همه این سالها این قدرتها و قرائتهایی که ضد پادشاهیخواهی و مشروطهخواهی و پهلویگرایی بودند هم سرکوب حکومتی را در دست داشتند و بیرون از قدرت سرکوب حکومت هم قرائت غالب روشنفکری و رسانهای در دست ضدیت با پهلویها بوده است.
حال به برکت فضای مجازی که یکی از پیامدهایش یرچیدهشده منبرهای یک طرفه بود، صدای این گروه محذوف هم شنیده میشود.
دیگر اینگونه نیست که تو مجله تولید کنی و ما بخوانیم؛ تو سخنران حسینیه ارشاد باشی و ما پانمبریات باشیم، تو از پشت تلویزیون حرف بزنی و ما بیننده باشیم و …
و عموم مطالب هم علیه پهلویها و طرفدارنش باشد.
امروز اما داستان دیگری است.
همانکه تا دیروز در توییتر ،در اینستاگرام، فیسبوک و … مینوشت ممکن است فردا در خیابان گلوله بخورد و جانش را از دست بدهد و یا چشمانش را و یا زندانی بشود و شکنجه و …؛
همان جامعه ایران، جامعه بیصدا و تصویر امروز به کف فضای مجازی آمده است.
و او همان کسی است که شعار «نتم شده تریجی …»، «نه اینوری نه اونوری ….»، «سبزی پلو با ماهی ….» و مانند اینها و «بدتر» از اینها هم در خیابان سر میدهد؛ دختر و پسر! (زمان ما دخترها نمیتوانستند ایگونه شعار بدهند و پسرها هم نزد دخترها از این الفاظ استفاده نمیکردند.)
زمانهی دیگری رسیده است.
جمهوریاسلامی و ارتش سایبریاش هم بر این موج خشم عمومی جامعه ایران سوار میشوند به این نیت که مردمان را به خود مشغول کنند و خودشان درخیابان چوبهی دار برپا سازند.
عدهای هم با جمعکردن این دشنامها و انتشار مدام آن در فضای مجازی برای خود «رزومه» میسازند و چه رقابتی هم درگرفته است. (یکی در اینستاگرام برایم پیام فرستاد که هر کدام از ما که مسیجهایمان را باز کنیم پراز چنین پیامهای دشنامالود است.) چرا که جز این توشهای جمع نیاوردهاند.
بگذریم!
امروز ممکن است بتوانید پهلویگراها، پادشاهیخواهان، مشروطهخواهان و جمهوریخواهانی که پهلویها را خادمان این مرز و بوم میدانند را با اتهامهای «فاشیست» «فحاش»، «شعبان بیمخ»، و مانند اینها برانید و با رسانههایی که در دست دارید و خبرنگاران و روزنامهنگارانی که رزومههاشان از کارکردن برای اصلاحطلبان فربه شده و همان روابط و رفاقتهای پیشین را با خود تا رسانههای اصلی فارسیزبان غرب هم آوردهاند، ساکت و یا کمصدا کنید اما موج مطالبات مردم و اعتراضات آنها و اقبال روزافزونی که به پهلویها میشود، در نهایت شما و رسانههایتان را بیاعتبارتر خواهد کرد.
مگر عموم همین رسانهها تا پیش از دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ و انقلاب ملی مهسا، مدام برای اصلاحطلبان آگهی پخش نمیکردند و رسانهی آنها نبودند؟ بودند.
این فریاد رسایی که این سالها ابتدا از «نسل شیک پاسارگادی» بلند شد و ادامه دارد، دیر یا زود صدایش به وضوح برای کسانی که نمیخواهند بشنوند هم آشکار خواهد شد.
@PN_KFP