زمین
به دامن بانوی آفتاب آویخته است
نمیپرسند چرا
و گالیله جان به در برده است
همهی قانونها اما
مرا از تو دور میدارند
و پروا نمیکنند
از ستارهی بیمدار.
حلال است
خون کبوتر
لب باغچه
به پای گل سرخ
حلال است
خون گل سرخ
به پای پیرسرداری ابله
بیگانهی نام گل.
حلال است
قامت مردان
به چوبهی بیجانِ دار
حلال نیست ولی
سرو سیراب اندام تو
به آغوش زندهی من.
...
مرا بازمیدارند از تو
و پروا ندارند
از ستارهی سرگردان بیمدار
که نظم آسمان را برآشوبد آخر...
حرام است عشق
و حلال است دروغ
شگفتا!
«منوچهر آتشی»
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing