‌
برخی دوستانم همیشه به من می‌گویند که من زیادی به این کشور و مردم و فرهنگش خوش‌بین هستم. گاهی وقتی از «ایران» دفاع می‌کنم، متهم به حکومتی بودن و دفاع از عمل‌کرد جمهوری اسلامی می‌شوم. این هم البته هنر جمهوری اسلامی است که حتی نمی‌توان اپوزسیونی را که سرش به تن‌اش بیرزد برایش یافت. بیش‌ترِ خارج‌نشینان که دربست تعطیل‌اند و داخلی‌ها هم که حرف هم را نمی‌خوانند. به‌هرروی، دفاع من از ایران و فرهنگ ایرانی، هرگز به‌معنای ادعای برتری ما بر دیگران نیست. من فقط حرف از «تفاوت‌ها» می‌زنم، و از مستحیل شدن و خودباختگی بی‌زارم. دفاع من از ایران و فرهنگ ایرانی، به‌معنای پذیرش بی‌چون‌وچرای هرچه که در آن رخ می‌دهد نیست. دفاع من از ایران و فرهنگ ایرانی، به‌معنای نادیده‌انگاریِ بزهکاری‌های مردمِ این سرزمین نیست؛ بلکه معتقدم و می‌گویم که در جرائم و بزهکاری‌ها، فقط نباید وجه حقوقی ماجرا را دید و هی قانون قانون کرد؛ بلکه باید وجوه اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و محیط زیستی و اقلیمی و امثالهم را هم مدنظر قرار داد؛ اما بررسی موشکافانه‌ی همه‌ی این‌ها دشوار است و از یک شهروند عادی بعید. شهروند عادی دوست دارد در آغاز مواجهه با یک روی‌داد یا جُرم یا بزهکاری، تحلیل خودش را ارائه دهد و نتیجه بگیرد. شهروند عادی در مواجهه با تجاوزگر می‌گوید طرف مشکل روانی دارد، در مواجهه با فرد چاق می‌گوید فرد مشکل پرخوری دارد و در مواجهه با دزد می‌گوید او مشکل اقتصادی دارد. ممکن است این‌ها درست باشد؛ اما شرایط و بستر پیدایشِ یک جرم و بزهکاری، قطعاً چندوجهی است و انسان‌ها طی یک فرایند است که دست به جُرم و جنایت می‌زنند. حتی جُرم‌های ناگهانی مانند قتل هم ریشه در متغیرهای روانیِ پیشین دارد که هرگز مورد بررسی و واکاوی قرار نگرفته و درنهایت خود را به‌شکل ملموسی چون قتل نشان می‌دهد.

یک مورد برای من دیشب (۲۱ آبان) رخ داد. از خودروِ یکی از دوستانم در میدان انقلابِ تهران، سرِ کارگرِ شمالی، پیاده شدم و چون هوا کمی سرد بود تصمیم گرفتم با اسنپ سمت خانه بروم. گوشی‌ام را درآوردم و هنوز اسنپ را باز نکرده بودم که ناگهان یک موتوری از پشت سر آمد و از روی موتور گوشی‌ام را گرفت؛ اما موفق نشد گوشی را کامل از دستانم خارج کند. من مقاومت کردم و حدود ده متر مرا به پشت خود کشانْد و درنهایت توانستم گوشی را از دستش خارج کنم. اما با زانوی راستم زمین خوردم و از سمت چپ هم یک سمند درحالِ آمدن بود که خورد به من و من با دست چپ افتادم زمین و تمام حواسم به این بود که با گوشی به زمین نیفتم. وگرنه با آن شدتِ برخورد با آسفالت، قطعاً باید فاتحه‌ی گوشی را می‌خواندم. پای راست و دست راست و چپم آسیب دید، اما خوش‌بختانه توانستم گوشی را پس بگیرم و آسیبی هم به آن نرسید. همان لحظه که زمین خوردم، یک جوان موتوری چند متر جلوتر ایستاد و گفت: «آقا چی شد؟ گوشی‌ت رو زدن؟ بیا سوار شو بریم دنبالش». و من گفتم نه نزدن و از درد، نای صحبت کردن نداشتم و گوشی را نشان دادم و موتوری رفت. از دردِ زیاد و سوزش دست‌وپا، کمی اطراف انقلاب و در پیاده‌رو راه رفتم و کسانی که از دور شاهد ماجرا بودند، وقتی بهشان می‌رسیدم می‌گفتند: «آقا چی شد؟». گفتم موتوری می‌خواست گوشی‌ام را بدزدد که موفق نشد، و آن‌ها هم با چند «دمت گرم» حماسه‌ی مقاومتم را ارج می‌نهادند! جلوتر که آمدم راننده‌ی تاکسیِ امیرآباد گفت: «چرا به راننده‌ی سمند چیزی نگفتی؟ چرا گذاشتی بره؟». گفتم راننده تقصیری نداشت و او داشت مسیر خودش را می‌رفت و درگیریِ من با موتوری باعث شد به او برخورد کنم. راننده‌ی تاکسی گفت: «داداش تو دیگه خیلی خوبی، طرف زد ناکارت کرد گذاشتی بره! با این‌که داشتن گوشی‌ت رو می‌زدن، باز داری از دیگری می‌گذری و می‌گی تقصیری نداشت!». و اینان هم کمی تحسین‌ام کردند و تمام.

حالا من از این پیشامد باید چه برداشتی بکنم؟ بگویم تمام موتوری‌ها باید از تهران جمع شوند؟ تصمیم بگیرم که دیگر شب بیرون نروم و یا گوشی‌ام را درنیاورم؟ به این نتیجه برسم تهران پر از دزد و مجرم است؟ بگویم موتوری مشکل مالی داشت و اشکالی ندارد؟ به این نتیجه برسم که دزدانِ موتوری پیرامون میدان انقلاب زیادند؟ بگویم لعنت به این کشور و تمدن چندهزارساله‌اش که این بلا سرم آمد؟ بگویم لعنت به اسلام و جمهوری اسلامی که آن‌قدر عرضه نداشتند که امنیت من را ساعت ۲۱:۴۵ در میدان انقلاب تأمین کنند؟ من نمی‌دانم، اما من از یک چیز مطمئنم: من دو مشاهده‌ی عینی به فاصله‌ی چند دقیقه داشتم: یک موتوری و دو سرنشین که می‌خواستند گوشی‌ام را بربایند و یک موتوری که می‌خواست خطر کند و مرا سوار کند تا دنبال دزدها برویم! و شُماری مردمِ دیگر که از گذشت من به خودروِ سمند که با من تصادف کرده بود، شگفت‌زده شده بودند. خودستایی نمی‌کنم؛ اما شاید من روایتِ مهربانی و ازخودگذشتگیِ آن رانندگان تاکسی برای مسافران‌شان شدم.

#تهران
#ایران

@REsearchers
‌

Comments

Be the first to add a comment