نگاه کن،
هنوز آن بلندِ دور
آن سپیده، آن شکوفه زار انفجار نور
کهربای آرزوست
سپیده ای که جان آدمی هماره در هوای اوست
به بوی یک نفس، در آن زلال دم زدن
سِزَد اگر هزار بار
بیفتی از نشیبِ راه و باز
رو نهی بدان فراز...
«هوشنگ ابتهاج»
تار، سارا رضازاده
@designmanufacturing