شبم از بی‌ستارگی شبِ گور
در دلم پرتوِ ستاره‌ی دور

آذرخشم گهی نشانه گرفت
گَه تگرگم به تازیانه گرفت

بر سرم آشیانه بست کلاغ
آسمان تیره گشت چون پرِ زاغ

مرغ شبخوان که با دلم می‌خواند،
رفت و این آشیانه خالی ماند.

آهوان گم شدند در شب دشت؛
آه از آن
رفتگانِ
بی‌برگشت.

هوشنگ ابتهاج

#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment