▪️خودفریبی▪️ ستگادین | سهشنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۲
این وسوسهانگیز است که باور کنیم فریبدادن ما کار آسانی نیست.
من فریب نمیخورم، نه توسط یک شعبدهباز، نه یک سیاستمدار و نه توسط یک بانکدار. دیگران ممکن است به راحتی توسط یک هرزنامه یا یک کلاهبردار فریب بخورند، اما من نه.
و با این حال، هیچکس بیشتر از خودتان شما را فریب نمیدهد.
آیا وقتی در آینه نگاه میکنید، آنچه را که دیگران میبینند میبینید یا ممکن است فردی را ببینید که بسیار کمتر (یا خیلی بیشتر) جذاب است؟
آیا فرض میکنیم کارمان آنقدر خوب و مفید است که هرکس آن را نمیبیند، فردی گیج یا گمراه است؟
شاید حس یک شیاد، یک کلاهبردار یا یک نابغه گمنام را داریم.
اینها همگی شکلهایی از خودفریبی هستند.
یک راه حل مفید ممکن است این باشد که بپرسید «آیا خودفریبی برای من جواب میدهد؟»
اگر بازار ایدهها، تجارت یا روابط، چیز ارزشمندی در ما ببیند، شاید حق با آنها باشد و اگر نبیند، شاید این ماییم که همدلی کافی بخرج ندادهایم تا درک کنیم روایت ماست که نقص دارد. شاید روایت ما درباره کاری که انجام میدهیم یا نحوه انجامدادن آن ناقص است.
بازاریابی برای دیگران با بازاریابی برای خودمان آغاز میشود.
اگر معلوم شود که خودفریبی، محرک و منبع سوخت قابل اعتمادی برای رسیدن به اهدافمان است، شاید ارزشش را داشته باشد که با خودفریبی زندگی کنیم. اما در برخی مواقع، توانایی ما در فریبدادن خودمان به اقدامی سمی بدل میشود. خودفریبی توانایی ما را برای خلق کارهای سخاوتمندانه و مفید مسدود میکند و اعتماد به نفس و آرامش ما را از بین میبرد.
آسان نیست که خود را از چشم دیگران ببینیم. اما شاید آنها بینش و دیدگاه معتبری درباره ما داشته باشند.
.