◾چگونه یک ضرب‌الاجل را از دست ندهیم

◾ست‌گادین ۷ خرداد ۱۴۰۰




ضرب‌الاجل‌ها(آخرین مهلت‌ها، مدت‌های تعیین‌شده برای تحویل کار) با ارزش هستند و گران تمام می‌شوند.

سیستم‌های سازمان‌یافته و جوامع، به ضرب‌الاجل‌ها نیاز دارند. اگر پیمانکاران فرعی، کالا و خدمات لازم را هروقت که برایشان مقدور بود تحویل می‌دادند، ساختنِ کاملِ یک خانه، غیر‌ممکن می‌شد. استودیوهای فیلم‌سازی و ناشران کتاب، برنامه‌ی انتشاراتی خود را از ماه‌ها قبل مشخص می‌کنند تا گروه‌های توزیع‌کننده بتوانند برای پخش محصولات‌شان، برنامه‌ریزی کنند. قبل از اینکه کل یک برنامه‌ی کامپیوتری بتواند کار کند، عملکرد نرم‌افزار آن، به قرارگرفتنِ اجزای تحت سیستم در جای خودشان بستگی دارد.

تحویل هماهنگ(synchronized deliverables)، ارزش می‌آفریند و همراه با آن، هزینه‌های واقعی هم بوجود می‌آورد که نه تنها شامل هزینه‌های سازمانی به خاطر از دست‌رفتنِ ضرب‌الاجل‌ها می‌شود، بلکه هزینه‌ی ناشی از آسیب‌های جدی به شهرت و برند، به خاطر بدقولی را نیز دربر می‌گیرد. هزینه‌های انسانی را هم باید در نظر گرفت. یعنی استرس و فشاری که فرد برای انجام بموقع کار و خوش‌قول‌ماندن تحمل می‌کند، درحالیکه ممکن است شخصاً هم به کسی قولی نداده باشد. امکان دارد شرایط سخت‌تر از این هم باشد، یعنی دیگران به خاطر فردی که در این مجموعه، کار مربوط به قسمت خودش را به انجام نرسانده است، فشار ناخواسته‌ای را تحمل کنند.

در شرایط برابر و غیررقابتی در زمینه‌ی جلب‌توجه‌ها و متعهد‌شدن‌ها، استانداردهای مربوط به ضرب‌الاجل‌ها نیز ناپایدار و متزلزل‌اند.

برای چهل سال، شوی زنده‌ی تلویزیونی Saturday Night Live سر ساعت ۱۱:۳۰ شب پخش شده است. آنهم نه به خاطر اینکه سازنده‌ گفته که برنامه در این ساعت حاضر می‌شود، بلکه صرفاً به این خاطر که ساعت ۱۱:۳۰ شب است! اینطور قرار گذاشته‌اند!

در Kickstarter(شرکت عام‌المنفعه برای کمک به پروژه‌های نوآورانه)، خبری از اینگونه ضرب‌الاجل‌های مقدس و غیرقابل تغییر نیست. «این شارژر در عرض ۶ هفته به دست شما خواهد رسید.» در حالیکه در واقع بیش از یک سال است که از تاریخ انتقال آن گذشته است! این درباره‌ی سرمایه‌گذاران خطرپذیر و سایر حامیان مالی هم صادق است. یا این ادعا که «ما می‌خواهیم در عرض سه ماه، بازار رقابتی را به دست بگیریم.» گاهی به نظر می‌رسد که اگر شرکتی، آرمان‌ها و آرزوهایش(wishful thinking) را روی میز نگذارد، از او حمایت مالی نخواهد شد. بر اساس همین فرض، جای نگرانی از بابت مستاصل‌شدن افراد وجود ندارد. آرمان و آرزو ممکن است دروغ تلقی نشود ولی دروغ است. ما که بهتر می‌دانیم.

بدست‌آوردن شهرت به عنوان کسی( یک فریلنسر، یک بازاریاب، یک شرکت، یک لیدر) که یک ضرب‌الاجل را از دست نمی‌دهد، ارزشمند است و این فقط با نخوابیدن و خرحمالی‌کردن بدست نمی‌آید. اینگونه رفتارها، آخرین پناه کسی است که در «برنامه‌ریزی» خوب عمل نمی‌کند.

برخی از اصول اساسی که ممکن است در «برنامه‌ریزی» کمک کنند از این قرارند:

۱- اگر در صنعتی مشغول رقابت هستید که تنها راه برای برنده‌شدن، دروغ‌گفتن درباره‌ی ضرب‌الاجل‌ها و دادن وعده‌های توخالی است، بدانید که رقابت در آن صنعت، یک انتخاب است و بپذیرید که این شمایید که در حال از دست‌دادن ضرب‌الاجل‌ها هستید و سروکارتان با حجم بزرگی از واکنش‌های عاطفی مخاطبان است.

۲- دانستنِ این قضیه، یک انتخاب است: صنعت دیگری انتخاب کنید. صنعتی که انتظار می‌رود در آن، وفاداری به ضرب‌الاجل‌ها محترم شمرده شود. وارد صنعتی شوید که بتوانید از ارزش‌آفرینی برای دیگران، از طریق وفای به عهد و ماندن بر سر قول‌هایی که می‌دهید، احساس رضایت کنید.

۳- برای انگیزه‌دادن به دیگران، به روشِ وعده‌‌دادن‌های توخالی و تعیین ضرب‌الاجل‌های نادرست، دل نبندید. این روش روی همه، جواب یکسانی نمی‌دهد. یعنی عده‌ای حرف شما را جدی می‌گیرند و سر وقت کارشان را می‌کنند، در حالیکه دیگران، حرف شما را یک دستورالعمل ساده و روال کاری فرض خواهند کرد. روش موثرتر آنست که شفاف حرف بزنید و به افراد کمک کنید که منظور شما را از تعیین ضرب‌الاجل بفهمند. کسی به کمک چوپان دروغگو نخواهد آمد.

۴- برای قول‌هایی که در بیرون به مردم داده‌اید، همزمان برای خودتان و جهت تضمین عمل به وعده‌ها، ضرب‌الاجل‌های درونی تعیین نکنید. پروژه‌ای که موج‌گیر(buffer) ندارد، قطعاً دچار تأخیر و عقب‌ماندگی می‌شود. نه اینکه احتمالاً عقب بیفتد، بلکه قطعاً تأخیر خواهد داشت. موج‌گیرهای بهتر، به تعیین ضرب‌الاجل‌های بهتر می‌انجامند.


ادامه...







.

Comments

Be the first to add a comment