#معرفی_مقاله
🖋 بهزاد خداقلیزاده(دانشجوی ارشد فلسفهی علم)
🔹 همهی ما قبول داریم که یک حاکمیت استبدادی نمیتواند یک جامعهی زیستپذیر را برای شهروندان خود بسازد. در چنین جامعهای وظایفی که شهروندان نسبت به حاکمیت دارند، مانند پرداخت مالیات و شرکت در جنگها، از جانب خودشان تعیین نشده است و عمل به چنین وظایفی نیز از روی اجبار است. چنین زیستناپذیریای ناشی از آن است که اعضای جامعه، کنشهای خود را از جانب خودشان نمیبینند و حاکمیت را به مثابهی یک "دیگری" میبینند. بنابراین به نظر میرسد که اگر اجبار در جامعهای برآمده از یک حاکمیت استبدادی باعث زیستناپذیری آن میشود، آنگاه آزادیای که در برابر این نوع اجبار مستبدانه قرار میگیرد، از شرایط مهم برای تحقق جامعهای زیستپذیر خواهد بود.
🔸 چارلز تیلور در مقالهی "قصدهای متقابل: نزاع لیبرال-جامعهگرا" به دنبال آن است که شرط زیستپذیری را در جامعهای که نظریهی لیبرالیسم فراروندی(Procedural Liberalism) آن را میسازد، بررسی کند. او با در نظر گرفتن تمایز میان مسائل هستیشناختی و مسائل اخلاقی یک نظریهی اجتماعی، توجه ما را به سوی کمبودهای هستیشناختی این نوع از لیبرالیسم جلب میکند. به نظر او برای آنکه آزادی متناظر با یک جامعهی زیستپذیر محقق شود، باید بیگانگی جامعه با امر سیاسی از بین برود و کنشهای آنها در فضای سیاسی معنادار و تاثیرگذار باشد. تیلور استدلال میکند که بدین منظور نمیتوان صرفاً به ارزشهای صرفاً همگرای شهروندان تکیه کرد؛ بلکه به نظر او باید به تمایز پسادکارتی "برای من-برای تو" و "برای ما" توجه کرد و بدینترتیب نتیجه میگیرد که باید ارزشهای مشترک میان شهروندان را در سطح هستیشناسی به رسمیت شناخت. او با بررسی موضوع واترگیت در ایالات متحده، این موضوع را مورد توجه قرار میدهد که هم پویایی جامعهی مدرن و هم پایداری جامعهی مدرن به خاطر وجود چنین ارزشهای مشترکی میان شهروندان است.
❗️ جهت مشاهدهی این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید:
📎 https://hup.degruyter.com/view/book/9780674864443/10.4159/harvard.9780674864443.c13.xml————————
🆔:
@philsharif