مالینفسکی در منابع نعمت اله فاضلی

برانیسلاو مالینفسکی (۱۸۸۴-۱۹۴۲) یکی از مهمترین پایه گذاران آنتروپولوژی در جهان است. اما مالینفسکی چه نسبتی با دکتر نعمت اله فاضلی دارد؟ یکی از استراتژیهای سیستماتیک فاضلی در نوشته هایش ارجاعات "بی سر و ته" و "گمراه کننده" است که تقریباً در تمامی آثار او به چشم می خورد. اگر این "استتار سیستماتیک" صرفاً در یکی از آثار او مشاهده می شد ما می توانستیم با اغماض بگوییم یا اشتباه چاپی است یا سهواً رخ داده است ولی او در آثارش به صورت منظم "آدرس های نادرست" می دهد و کتاب هایی را به عنوان منبع معرفی می کند که در "فهرست منابع" وجود ندارند. چرا؟ دلیل این روش و متدولوژی کژ-ارجاعی در آثار پروفسور نعمت اله فاضلی چیست؟ این پرسش مهمی است که هر دانش آموخته علوم اجتماعی باید در مواجهه با متون از خود بپرسد. زیرا متون آنتروپولوژی ماحصل داده های میدانی و کار دقیق اتنوگرافیک است و اگر ارجاعات ما دروغین یا ساختگی باشند ارزش اتنوگرافیک آثار از بین خواهد رفت و کتاب تبدیل به یک اثر "فیکشن" خواهد شد. در صفحه ۲۸ کتاب "بسیار سفر باید" فاضلی به کتاب "دریانوردان غرب اقیانوس آرام" نوشته مالینفسکی ارجاع می دهد و می نویسد

"دریانوردان غرب اقیانوس آرام (۱۹۲۲) اثر مشهور مالینفسکی که آغاز مردمنگاری حرفه ای و علمی شناخته می شود" (۱۳۹۶. ۲۸).

با خواندن این مطلب در کتاب فاضلی می خواهد به خواننده القاء کند که او این اثر کلاسیک را که در سال ۱۹۲۲ به چاپ رسیده بود را خوانده است و از آن برای نوشتار هنری خویش الهام گرفته است. اما واقعیت امر این است که او هیچگاه این اثر را مورد خوانش مستقیم قرار نداده است بل بخش هایی از آن را در کتب و منابع دست دوم خوانده است. این کتاب با عنوان کامل ذیل در ۱۹۲۲ به چاپ رسید


Argonauts of the Western Pacific: An Account of Native Enterprise and Adventure in the Archipelagoes of Melanesian New Guinea


و نام انتشاراتی که این اثر کلاسیک را منتشر کرد به شرح ذیل است


London, G. Routledge & Sons; New York, E.P. Dutton & Co

اما فاضلی هرگز به این اثر مراجعه نکرده است و شاهد این مدعا این است که در منابع کتاب اثری از این ارجاع نیست ولی پرسش اینجاست که چرا او در متن کتاب خویش به این کتاب "شبه ارجاع" داده است؟‌ رجوع به متون کلاسیک در رشته های علوم انسانی یک پرستیژ میآورد و کسیکه ادعای نظریه پرداز بودن دارد باید بتواند آثار کلاسیک علوم اجتماعی به زبان های فرانسه یا انگلیسی یا آلمانی را بخواند و مستقیم مورد بازخوانی قرار دهد والا اتوریته ادعایی او مورد خدشه جدی قرار میگیرد. فاضلی نسبت به این موضوع آگاهی دارد ولی عدم توانایی او در زبان های کلاسیک علوم اجتماعی مدرن باعث شده است که او از راهبرد "استتار سیتماتیک" برای پوشاندن ضعف های خویش استفاده کند و، به عنوان مثال، هنگامیکه به اثر کلاسیک مالینفسکی مراجعه نکرده است برای خواننده ایرانی اینگونه القاء کند که او مستقیم به آثار کلاسیک ها رجوع کرده است و بهمین دلیل است که در بیشتر آثارش مینویسد گیدنز و اولریش بک و من و همکارانم در ایران در سنت نوسازی انتقادی قلم میزنیم! این نوع خود بزرگ بینی ها آفت دانشگاه در ایران است و دکتر نعمت اله فاضلی همکار و هم اتاق بنده دچار این آفت آکادمیک شده است که دائماً درباره هر موضوعی ادعا می کند که "من ۱۰۰ رساله دکتری را در فلان موضوع راهنمایی کردم و ۲۰ کتاب در این حوزه نوشته ام و ۴۰ سخنرانی در این باب داشته ام!". اما حال که متن او را مورد بازخوانی قرار می دهیم متوجه می شویم که آثار او خالی از مفهومسازی و مملو از ارجاعات ساختگی و نداشتن فهرست درست منابع می باشد. به عنوان مثال، در صفحه ۲۹ کتاب نویسنده محترم ارجاع به

Goodal 2000; Maanen 1988; Emerson et al. 1995

سه نویسنده داده است ولی هیچکدام در فهرست منابع کتاب در صفحه ۱۷۵ و ۱۷۶ وجود خارجی ندارند. مثال ها از این نوع در این کتاب بیشمار است. به سخن دیگر، نه از نظر محتوا و نه از منظر صورت این اثر قابل اعتناء نیست و دارای خطاهای فاحش است که چاپ آن را دچار اشکال می کند. پرسش اینجاست که پاسخ نقد متن تعارف و حاشا و انگیزه خوانی ناقد نیست بل مستدل و مستند پاسخ دادن با ارجاع به متن مورد بحث می باشد. و در پایان اقتدا می کنم به حافظ که می گوید


قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود

ور نه هیچ از دل بی‌رحم تو تقصیر نبود

سیدجوادمیری


جان آگه با #فرهیختگان

Comments

Be the first to add a comment