نسل اول  کارگران ایران (سال‌های ۱۲۸۵ - ۱۳۲۰)

#شرایط_کار_و_بهداشت

هیچ قانونی برای رعایت شرایط بهداشتی وجود نداشت. به همین دلیل صاحبان کارگاه‌ها که فقط به فكر صرفه‌جویی بودند، کوچك‌ترین تدارکی برای ایمنی و سلامت شغلی کارگران نمی‌دیدند.

در یكی از مدارك بایگانی شده دولتی شرایط کارگران بافنده که غالبا" زن و دختر بودند، بدین‌گونه شرح داده شده است. «آن‌ها تمام روز نشسته، روی دستگاه بافنده‌گی خم شده و در زیر زمین‌ها و انبارهای نیمه‌تاریك و کثیف مشغول هستند. این وضع نشستن و قوز کردن، باعث تغییر حالت اندام بدن کارگران می‌شد. کارگران دختر در کرمان بیش‌تر به جمود مفصل در قسمت تحتانی شكم مبتلا بودند. بیش‌تر اینان پس از آبستنی در هنگام زایمان جان می‌سپردند.»

در جای دیگر پیرامون محل کار کفاشان می‌خوانیم: «کارگاه‌های این کفاش‌ها را حجره می‌گفتند که عبارت بود از دخمه‌های نمور تاریك و بیغوله‌های متروك در کاروانسراها و دکاکین مخروبه به گوشه وکنار تا کرایه کم‌تر داشته باشند. این حجرات قبل از این جزء طویله‌های کاروانسراهای زمان اسب و الاغ بودند که حمل و نقل بار و مال‌التجاره می‌کردند که پس از آن بلا استفاده مانده و زباله‌دانی لانه‌ی سگ و موش و حشرات و سپس حجره‌ی کفش دوز شده بود. اماکنی در چند پله پایین‌تر از زمین، بدون نور و هوا با دیوارهایی مخروبه تا زیر سقف مرطوب آب چكان مملو از حشرات و زمین خاکی... که در هر یك از آن‌ها دو سه دسته کارگر مشغول به کار می‌شدند.»

کارگران راه‌سازی که در فضای آزاد کار می‌کردند و مستقیما" تحت تاثیر تغییرات جوی قرار داشتند، به سرعت قربانی امراض می‌شدند. در اسناد مربوط به راه‌سازی انزلی- تهران که تخت نظارت کارفرمای روسی بود، آمده است که در ظرف سه سال بیش از ٢٠٠ نفر از کسانی که در راه شوسه کار می‌کردند از تب و لرز تلف شدند.

در هر دو نوع صنایع(کارخانجات مدرن و کارگاه‌ها) اگر در حین کار حادثه‌ای رخ می‌داد و کارگر صدمه می‌دید، کارفرمایان از پرداخت هزینه درمان سر باز می‌زدند. در زمان بیماری کارگر نیز قاعده به همین منوال بود. کارفرمایان حتا به کارگری که به دلیل بیماری نمی‌توانست سر کار خود حاضر شود مزد نمی‌پرداختند. کارگرانی که در حین انجام کار صدمه‌دیده و نقص‌عضو می‌شدند، بدون دریافت دیناری از بابت خسارت از کار برکنار شده غالبا" مجبور به تكدی می‌شدند. در صورتی که کارگر حادثه‌دیده جان می‌سپرد، به‌ندرت تاوانی به بستگانش پرداخت می‌گردید.

در شرکت نفت مقررات شدید انضباطی و سخت‌گیری رایج بود. کارگران حق نداشتند با عُمال انگلیسی شرکت با صدای بلند حرف بزنند. کارگری که دیر سر کار می‌رسید، از کار معلق می‌شد. در صورت کوچك‌ترین نارضایتی، کارفرما می‌توانست چند روز کارگاه را از کار معلق کند. ضرب وشتم کارگران هم امری متداول است. به دفعات اتفاق افتاده بود که انگلیسی‌ها کارگری را به ضرب مشت و لگد کشته‌اند. در کارگاه‌هایی که کارفرمایان ایرانی دایر کرده بودند، گاهی چوب و فلك هم به‌كار می‌رفت.

📚 منبع: کتاب شوق یک خیز بلند

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment