* 2 دلیل ندارد كه نقش و نام چنین مردمی اصولا از صفحه روزگار برداشته شود؟ می پرسید چرا؟ چون به جوجه نذری در سوگواری و سرور احتیاج است.
علاوه بر اين، ايراني كه امروز می بينيد، وجودش را مدیون بُلشويك هاست. میپرسید چرا؟ در سال ۱۹۰۷ ، انگلیس و روسیه تزاری با هم توافق كردند كه ایران را بين خود تقسیم كنند و حتی انگیسی ها از جنوب وارد شده بودند، ایران شانس آورد در آن موقع انقلاب ۱۹۱۷ پیش آمد و برنامهٔ اشغال ایران معلّق ماند.
حسن نراقی در كتابی بسیار روشنگر بنام: "چرا در مانده ايم، جامعه شناسي خودمانی" میگوید: "اگر به سراسر اين تاریخ نگاه كنيد، با اغماض هايی جزئی، سراسر آن يک طیف یك نواخت و تکراری و سینوسی است". قبیله اي دچار ظلم و ستم و رکود، و پس از آن دچار رخوت، بی تفاوتی و نومیدی میشود. ناگهان يک قوم، يک سرکرده، يک جریان، يک همسایه، فرصت را مغتنم میشمارد. در دستش شمشیر(امروزه تفنگ) و در كامش زبان چرب و وعدههاي فریبنده بنام... فقیه که در كلّهاش جز به غارت و تاراج به هیچ چیز ديگري نمياندیشد. يعنی برای فتح فقط به زور بازو نياز است و ويراني و آتش زدن، فاتح میشود. قبلی ها را يا ميكُشد، يا فراری میدهد و جایشان مینشيند، و از درون این قبیله يک عده كه نه شهامت کشته شدن را داشتند و نه قدرت و يا شانس فرار، به سرعت تغيير شکل مي دهند، با فاتح به صورت کاسه داغ تر از آش همداستاني ميكنند و میشوند دست راستش! يحیی برمكي در خدمت هارون الرشید قرار ميگيرد. خواجه نظام الملك میشود همه كاره سلطان ملکشاه سلجوقی. خواجه نصیرالدین طوسی میشود دست راست خان مغول. میرزا ابراهیم کلانتر با هزار دوز و كلك، حکومت را از زنديه می گیرد و میدهد بدست قاجاريّه. اما: چون تدبیر نيست (و اگر هست اختصاصاً در جهت منافع شخصی به كار ميرود)، برنامه ريزي نيست، مديريّت پایدار نيست، درایت نيست، خيلي زود شمارش معکوس شروع میشود. سراسر تاریخ گذشته مان را نگاه كنيد. گرفتن به همت يک مرد نظامی انجام می شود. چون برای گرفتن فقط زور لازم است و آتش زدن و زبان از حلق درآوردن. اما وقتی اوضاع آرام شد، می بينيد كه حتی نادر شاه كه برای ايرانیِ سرافکندهٔ بعد از صوفيه، اين چنین اعتباری را فراهم آورده، قادر به ادامهٔ كار نيست، چون تمرین سازندگی نکرده، آمادگی و سواد لازم را برای كار ندارد. بنابر اين همان رويهٔ نظامی را آنقدر ادامه میدهد كه مردم برای تامین مالیات، مجبور می شوند دختران خود را به ترکمن ها بفروشند و وقتی دیگر به جان آمدند، باز شروع میشود، روز از نو و روزی از نو... مي بينيد كه افتخار صادرات ناموس به دوبي و پاکستان چیز تازه ای نيست و قبلاً هم مفتخر به این بی شرفی بودهايم.
اينکه از قدیم مان، در اخيرِمان چه داریم؟ انقلاب مشروطيّت؟ اگر فکر ميکنيد انقلاب مشروطيّت کار اين خوش غيرتان بوده، اشتباه می کنید. اگر سفارت انگلیس نبود و مشروطيّت به نفعش نبود، انقلاب مشروطيّت هم اتفاق نمي افتاد. رجوع كنيد به دیگ هاي پلو و خورشت در باغ سفارت انگلیس توسط مشروطه طلبان.
لطفاً در ارائهٔ افتخارات اخيرترِمان زیاد جلو نيائيد كه: "بوی گندش دل و جان تافته است".
امتـی که هر بار پهلــوانی زائيــد که بی تردید، درگذشته و حال حیات داشته و دارند، اما در عوض، صد ها خائن پس انداخت که آن پهلوان را بکشنـد.
در مورد شان چه میتوان نوشت؟
روزی که روزنامه های تهران بزرگ نوشتند "شـــاه رفت" آنهم تنها شاهی كه در طول شاهنشاهی ٢٥٠٠ ساله، تنها شاهی بود كه تحصیلات و درک درستی داشت و ایرانی ویرانه را آباد کرده بود. من در خیابان پهلوی سه راه یوسف آبــاد شاهد بودم که چه جشنی بــود و چه شيرينـی خورانی، و ما تحصیل كرده ها که با پول ملت از دانشگاهای همان شاه به اصطلاح خائن، فارغ التحصیل شده بودیم، او را بیرون كردیم و بجايش یک ملّای مکتب رفته و دانشگاه ندیده كه در ماه ديده بوديمش آوردیم و چند روز بعد هم تخت سلطنت را دو دستی به دستان آغشته بخونش تقدیم کردیم. و انگاه هم که هوا پـس شــد، به آمريکــا و چهار گوشه دنیا آمدیم .
رفقا، من و امثــال من ايران را به اندازه کافی آباد کرده بوديــم و حالا نوبـت آباد کـردن دنیا بـــود !
این نوشته حدود هفده و یا هجده سال پیش منتشر، و حال آن را بروز کرده ام.
کوروش کلهر ژوئن ۲۰۲۰
41 سال تمام شاه را فردی مزدور و ضد وطن بنامی و بعد زمانی که ویروس کرونا آمد بیمارستانهای ساخت اوست که به داد ملت میرسد چون طبق گفته خود وزیر بهداشت در شهر تهران بعد از انقلاب فقط یک بیمارستان دولتی ساخته شده، در حالی که هزاران امامزاده ساخت 41 سال گذشته همگی با متولی هایشان با هم به *اندازه یک صابون گلنار* هم به کاهش این مشکل کمک که نکردند که هیچ، اتفاقا همانها مشکل را اشاعه دادند. 👇👇