نکته تاریخی: همه ایرانیان محمدعلیشاه قاجار را با به توپ بستن مجلس توسط لیاخوف روسی به یاد می آورند اما دلالیل مخالفت او با مجلس و مشروطه را نخوانده ایم و در ذهن نداریم. فریدون آدمیت در این مورد می گوید: ".... متمم قانون اساسی به تصویب محمدعلیشاه رسید و او آنرا امضاء کرد، قانون آزادی انطباعات نیز گذشت، اولین بار بودجه سالیانه مملکتی تعدیل گردید و از حقوق شاه و شاهزادگان و دیگر مقرریهای گزاف کاسته شد. محمدعلیشاه با روی خوش این محدودیتها و تعدیلها را پذیرفت و از آن کارها ابراز خرسندی و حتی چندبار از خدمات مجلس تقدیر کرد [اما]دوران نویدبخشِ صلح دربار با ملّت و مجلس دیرنپائید. نمایندگان افراطی در مجلس از بدگویی به شاه و دربار فروگذار نبودند، سخنورانِ انقلابی نیز بر منبر از ناسزاگویی احتراز نداشتند. یکی عزل و اعدام شاه را میخواست و دیگری او را «پسر امالخاقان» میخواند. نویسندگان تندرو نیز کم از خطبای هممشرب خود نداشتند. در حقیقت، عفت قلم و زبان رخت بربسته و هرزهدرایی و دشنامگویی معیار آزادیخواهی شناخته شده بود. روز ۲۵ محرم هنگامی که پادشاه عازم دوشانتپه بود، نزدیک خیابان ظلالسلطان، دو نارنجک بسوی او پرتاب گردید. بمبانداز به خیال اینکه شاه در اتومبیل نشسته آنرا هدف قرار داد و حال آنکه او در کالسکه جای داشت و با فاصلهای دنبال اتومبیل حرکت میکرد. به شاه آسیبی نرسید ولی چند نفر از فراشان، مقتول و مجروح شدند. شاه از رفتن به دوشانتپه منصرف شد و به قصر سلطنتی بازگشت. این سؤقصد به جان شخص پادشاه به قیمت تعطیل حکومت ملی و بمباران مجلس شوری تمام شد."