کرونا، مرکززدایی و شبکه فرهنگی جریان سوم


🔴وقتی از جریان سوم چپ نوی مسلمان سخن می‌گوییم، بسیاری از افراد به فراخور تصور سنتی از سیاست، از «ایدئولوژی» و «حزب» و «برنامه» و «تشکیلات» می‌پرسند.
🔺اول آنکه حزب و ایدئولوژی و برنامه و تشکیلات مربوط به نظامهای پارلمانی و لیبرال-دموکرات است و ربطی به ساختار سیاسی کنونی ما (بویژه در جمهوری دوم) ندارد که در آن دو جناح حاکم اصولگرا و اصلاح‌طلب در واقع دو بالِ راست و چپ الیگارشی هستند و هرآنچه می گویند اشکال مختلفی از گفتمان قدرت و تکنولوژی کنترل و اداره اقشار مختلف مردم است که در تقسیمِ کاری تدریجی در طول چند دهه کار با آنها را یاد گرفته‌اند و مفاهیم سیاسی و مقولات فرهنگی را بعنوان پوشش شبکه قدرت خود به کار می‌برند.
🔺ثانیاً حزب و ایدئولوژی و برنامه و تشکیلات مربوط به اشکال متمرکز، پدرسالارانه، تشکیلاتی، عمودی و نخبه‌سالارانه و پیرسالارانه سیاست‌ورزی است که از زمان حزب توده در ایران وارد شده و حزب جمهوری اسلامی و دو شاخه منشعب از آن نیز بر پایه همین الگو عمل کرده‌اند و امروز زمان آن رسیده است که این الگو را به کلی کنار بگذاریم.
🔺بنیاد دیدگاه جریان سوم بازگشت به آن اصل اساسی در الهیات رهایی‌بخش انقلاب اسلامی و نظریه سیاسی جمهوری اسلامی است که «خداوند هرکس را حاکم بر سرنوشت خویش قرار داده» و این اصل اساسی طرد تمام اشکال «قیم‌مآبانه و پدرسالارانه» را ایجاب می کند. فرم سیاست‌ورزی کنونی بنیاد سیاست را در «خشونت» می‌داند و به همین دلیل است که من در الگوی جدیدی که پیشنهاد می‌کنم از «زنانه شدن سیاست» به طور جدی دفاع می کنم.


🔴جامعه ایران در طول یک سده اخیر (با بدعت رضاشاه) به نحوی عمودی و بالابه پایین سازماندهی شده است و بعد از انقلاب این سازماندهی عمودی تا مغز استخوان نهاد دین، بازار، محلات و خانواده نیز نفوذ کرد. گویی همه ما عادت کرده‌ایم که هر چیزی را می خواهیم تصور کنیم از همان اول کار به دنبال یک مرکز و یک قیّم بگردیم و مسئولیت امور را به او واگذار کنیم و خود از او پیروی کنیم و از آن پس وظیفه مقدس خود را دفاع از این فرقه و مخالفت با فرقه های جدید تعریف کنیم. ساختاری که در بطن خود خشونت و امنیت را بر صدر می‌نشاند و تمام مفاهیم و آرمانهای سیاسی را به ابزاری برای جنگ قدرت تبدیل می‌کند.


🔴اینک کرونا فرصتی است برای بازسازماندهی جامعه ایرانی. با فاصله‌گذاری اجتماعی کرونا، جامعه ایران امروز به یک جامعه توده‌ای تبدیل شده است که تنها دو نهاد اصلی در آن باقی مانده: دولت و خانه-اینترنت؛ و بنابراین تنها دو چشم‌انداز دارد: یا توتالیتاریسم متمرکزی که از شرایط فوق‌العاده استفاده کند و بار دیگر سازماندهی های عمودی خود را به نام ضرورت، تثبیت‌تر و محکم‌تر کند و یا جامعه‌ای که از این فرصت استفاده کند و برای اولین بار تجربه‌ای از شبکه سازی افقی را بر پایه فرهنگ و سوژگی نوظهور خود در فضای مجازی تجربه کند.


♦️پرسشهای ناظر به ایدئولوژی و حزب و سران و نخبگان پیشرو و مرزبندیهای هویتی تماماً استراتژیهای تفرقه و اختلافند که در بطن خود رقابت قدرت و جزم‌اندیشی و انقیاد را دنبال می‌کنند و در صورت پیروزی هم تنها به شیوه امنیتی قادر به حفظ وحدت هستند. در مقابل در استراتژی زنانه‌ی سیاست‌ورزی، تک تک سوژه‌ها اهمیت دارند و هیچ مرکز پدرسالارانه‌ای در کار نیست که افراد مجبور باشند با ارجاع هویت خود به آن، مشروعیت بدست بیاورند. در جنبش مقاومت فرهنگی چپ نوی مسلمان، هر نفر، هر اکانت، هر خانه و هر گروهی، فکر، معنا و عمل تازه‌ و باارزشی به صحنه می‌آورد و البته همه اینها در جهان گفتگو و نقد فرهنگی به تکامل عقلانی می‌رسد. حقانیت و مشروعیت نه از منطق جزمی و قیاسی متافیزیکی و الهیاتی و سلسله مراتب نخبگانی و خبرگانی، بلکه از منطق محک و اشتراک و توافق و تعهد عقلایی و با بازگشت به تجربیات عینی و وجودی و مشترک همه شهروندان تبعیت می‌کند. در این جنبش فرهنگی «پرچم»ها نیستند که یونیفرمِ معرف افرادند، بلکه افرادند که با اشتراک خود رنگهای تازه‌ای می آفرینند.
کرونا را از تهدید به فرصت تبدیل کنیم...


محمدحسین بادامچی

جان آگه با #فرهیختگان

Comments

Be the first to add a comment