🔻در این فضا قرآن در آیات ۱۴۰و۱۴۱ آل عمران میفرماید: « إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ وَ تِلْكَ الْأَيّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النّاسِ وَ لِيَعْلَمَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ يَتَّخِذَ مِنْكُمْ شُهَداءَ وَ اللّهُ لا يُحِبُّ الظّالِمِينَ وَ لِيُمَحِّصَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ يَمْحَقَ الْكافِرِينَ» «"ان یمسسکم قرحٌ" اگر از شما اینجا در جنگ احد 70 نفر کشته شدند، "فقد مس القوم قرح مثله"، از این ها هم 70 تا در جنگ بدر کشته شدند. "تلک الایام نداولها بین الناس"، خدا خیلی زیبا حرف میزند. آدم هرچقدر نگاه میکند، میبیند چقدر سنت های الهی زیباست. "تلک الایام نداولها بین الناس"، سنت مداوله است، مداوله یعنی چرخیدن، چرخیدن قدرت، چرخیدن مصیبت ها، چرخیدن ابتلائات، چرخیدن راحت ها، همه این ها چرخیدن است دیگر. خدا میگوید این سنت ماست. مومنین فکر نکنند اگر مؤمن بودند پس همیشه باید راحت باشند. "تلک الایام نداولها بین الناس"، تا در این سنت مداوله و شدت و این ابتلا به جایی برسد که از جمله نتایجش ظاهر شدن ایمان مؤمنان واقعی باشد و اینکه «یتخذ منکم شهداء»، از بین شما آن عده مؤمن واقعی را به عنوان شاهد و میزان قرار دهیم. این شهید یعنی شاهد بر اعمال دیگران، میزان بر اعمال دیگران که انبیاء هستند از حیثی که میزان اعمال میشوند. لذا اینجا میفرماید این ابتلائات پیش می آید، "یتخذ منکم"، اخذ میکند از شما، یعنی مقام شاهد شدن، مقام اعطای الهی است (مثل مقام نبوت که اعطایی است)، نه مقامی از اختیار انسان. خدا از شما یک عده ای را به عنوان شاهد انتخاب میکند و بعنوان میزان و شاهد بر امت میگیرد. یک عده ای میشوند اهل ایمان محض، بین اهل ایمان یک عده ای میشوند گل سر سبد، میشوند شهداء. میشوند شاهدان.
🔻 در جریان عیسی علیه السلام در آیه 52 سوره آل عمران وقتی حضرت عیسی گفت من انصاری الی الله قال الحواریون نحن انصار الله آمنا بالله و اشهد بانا مسلمون، آنجا دارد که ربنا آمنا بما انزلت و اتبعنا الرسول، حالا که این ها به این مقام رسیدند که حواریون عیسی شدند، دعا میکنند، ربنا آمنا بما انزلت و اتبعنا الرسول، ما ایمان آوردیم و تبعیت کردیم، فاکتبنا مع الشاهدین، پس ما را با شاهدین انبیاء بنویس. یعنی ما که حیث تبلیغ پیدا کردیم، میخواهیم بشویم قله های متراکم دین، برویم در مردم و بتوانیم تاثیر گذار باشیم، حیث کسی که میخواهد مبلغ باشد، حیث شاهد است، حیث شهید است. خیلی بیان عالی ای است. فاکتبنا مع الشاهدین. حالا که ما میخواهیم این کار را بکنیم، ما را میزان قرار بده. شما قرار بده. فاکتبنا مع الشاهدین، یعنی شما بنویس. ما نمیتوانیم شاهد بشویم، اما شما فاکتبنا مع الشاهدین، آن هم مع، نه خود شاهد، یعنی میدانستند مقامشان مقام مع شاهد است، نه خود شاهد.
🔻همچنین در ادامه فضای جنگ احد، در پاسخ به منافقین در آیه ۱۵۴ آل عمران میفرماید: « لَوْ كُنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلى مَضاجِعِهِمْ وَ لِيَبْتَلِيَ اللّهُ ما فِي صُدُورِكُمْ وَ لِيُمَحِّصَ ما فِي قُلُوبِكُمْ وَ اللّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُور»، حتی اگر در خانه هایتان هم بودید، آن هایی که برایشان کشته شدن نوشته شده بود، «لبرز الذین کتب علیهم القتل الی مضاجعهم» حتی در بسترهایشان این مرگ به سراغشان میرفت، اینطور نیست که رهایشان میکرد.
🔻 تعبیر امام خمینی (رحمة الله علیه) در جریان هفتم تیر و شهیدان حزب جمهوری که پیش آمد، فرمودند «تقارن آجال» بود. امام آنچنان بلد بود، عمیق، دقیق، عارفانه، قرآنی، فرمود «تقارن آجال» بود. یعنی اجل ها به هم نزدیک و مقارن شده بود که در یک موقع محقق بشود. این خیلی نگاه را الهی میکند در عین اینکه دنبال قاتل و مجرم و ... میگردند اما فرمودند تقارن آجال بود. چقدر زیباست. روایاتی آمده پیرامون این عنوان «تقارن آجال» که چطور میشود یک دفعه یک عده زیادی با هم میمیرند، بعد حضرات باز میکنند. «و لیبتلی الله ما فی صدورکم»، و این ابتلاء جنگ احد برای آن مراتبی از ایمان بود که در صدرها و دل هاست و آشکار نیست، «و لیمحص ما فی قلوبکم» و برای آنکه آن مراتب ایمان در قلب شما پاکسازی و تمحیص قلبی بشود. تمحیص گاهی در نگاه ظاهری است، و گاهی در نظام قلب است. قلوب مومنین باید به تمحیص برسد. یعنی از مرتبه ظاهر که محص بین ایمان و کفر بود و تمایز ظاهری در رفتار کافرانه و مومنانه بود، این تازه یک مرتبه جدا شدن است که رفتار ها از هم تمییز بیابند، اما یک مرتبه دیگر، مرتبه تمییز و تمحیص بین همین مومنین است که اظهار ایمان میکنند، که باید محص قلبی محقق بشود و ایمانشان خالص شود. محص قلبی و محوضت قلبی خیلی سنگین است.