.اما آیا فیلم در همین نقطه میایستد؟ آیا تنها همین دو شکل موجود از قضیه امکانپذیرند؟ آیا ضروریست که از میان این دو شکل و یا مواضع پیرامونشان، دست به انتخاب بزنیم؟ انتخاب درست و عادلانه در این میان کدام است؟ از میان چهرههای حاضر در فیلم، تنها یک چهره است که با نگاهی حاکی از استیصال، اقرار به ناتوانی در ارائهی یک پاسخ مشخص میکند: نورالدین زرینکِلک. زرینکلک نخستین فردیست که در برابر دوربین کیارستمی مینشیند و پس از آن در ادامهی فیلم، دیگر او را نمیبینیم. این استیصال در پاسخدهی را میتوان به زبان دریدا «سرگشتگی ناشی از تصمیمناپذیری» دانست: صعوبتی که هیچ راه گریزی از آن وجود ندارد.
جستاری از دانیال کوشیار دربارهی فیلم «قضیه، شکل اول، شکل دوم»