🖋دکتر علیرضا کوشکی جهرمی ✅ اخیراً در یک مصاحبه، از باب استنفلز (Bob Sternfels)، یکی از مدیران مؤسسه مککنزی، پرسیده شد: چند نفر نیروی کار دارید؟ او با قاطعیت پاسخ داد: ۶۰ هزار نفر؛ ۴۰ هزار انسان و ۲۰ هزار ایجنت! ▪︎این شاید اولینبار باشد که یک مقام رسمی و صاحبنظر در سطح جهانی، ایجنتهای هوشمند را در شمار نیروی کار سازمان قرار میدهد. و از این لحظه رسما، میتوان گفت که ایجنتها وارد میدان رقابت شانهبهشانه با انسانها شدهاند. ▪︎اما بخش جذابتر ماجرا اینجاست: استنفلز اعلام میکند که در ۱۸ ماه آینده، هر کارمند با یک یا چند دستیار (ایجنت) تخصصی پشتیبانی خواهد شد و اکوسیستم نیروی کار عملاً به مدلی ترکیبی از انسان بعلاوه دستیار (ایجنت) تبدیل میشود. ▪︎رشد تعداد ایجنتها از ۳ هزار به ۲۰ هزار در کمتر از دو سال، فقط یک تحول فناورانه نیست؛ بلکه نشانه آغاز یک عصر جدید در بهرهوری، تصمیمگیری و سازماندهی منابع انسانی است. ▪︎در این رویکرد جدید، تعریف نیروی کار ترکیبی در حال دگرگونی عمیق است و بسیاری از حوزههای مدیریت منابع انسانی، از جمله آموزش و توسعه، جذب و استخدام، مدیریت عملکرد، طراحی نقشها و حتی ساختار سازمانی دچار بازتعریف ایجنتمحور خواهند شد. ▪︎مطالعات مختلف سازمانی نشان میدهند که استفاده از ایجنتها نتایج کمنظیری به همراه دارد: • افزایش ۲۵ تا ۷۰ درصدی بهرهوری فردی • بهبود ۳۵ تا ۵۵ درصدی کیفیت خروجی در کارهای دانشی • افزایش ۳۰ تا ۵۰ درصدی سرعت تکمیل پروژهها ▪︎نکته پایانی: سازمانها درگیر یک «تغییر» ساده نیستند؛ ما در آستانه انقلاب در شیوه مدیریت شرکتها قرار داریم. نیروی کار آینده بر سه ستون استوار است: ●انسانها: خلاقیت، قضاوت، اخلاق، ارتباطات انسانی، حل مسئله مبهم و ... را بر عهده خواهند گرفت. ●ایجنتها: تحلیل، اجرا، سرعت، مقیاسپذیری، گزارشدهی، پردازش مستمر را دنبال خواهند کرد. ●نیروی کار ترکیبی: هماهنگی انسان–ایجنت، حکمرانی داده، الگوسازی و توسعه پرسرعت با خطای نزدیک به صفر و ... را به نتیجه خواهد رساند. ▪︎در پایان، از شما دعوت میکنم به این پرسشهای کلیدی فکر کنید: 🔹ایجنتها در سازمان شما چقدر نقش ایفا میکنند؟ 🔸آیا برنامهای برای استقرار این ظرفیت بینظیر تدوین شده است؟ 🔹چه موانعی در مسیر توسعه نیروی کار ترکیبی واقعی وجود دارد؟