▪️لبخند آمازون به اخم تبدیل شد

▪️ست‌گادین | شنبه ۱ بهمن ۱۴۰۱



من تا حدودی مطمئنم که یک دهه قبل، جلسات اول، تقریباً چطور گذشت:

«خب ما پنج درصد بابت ارجاع مشتری به شرکت‌های زیرمجموعه‌ی خودمان پرداخت می‌کنیم. اگر یک دهم آن را به خیریه‌ها بپردازیم و آن را اهدای مالی بنامیم، وجهه‌ی عمومی فوق‌العاده‌ای خواهد داشت و همچنین در هر فروش، سود به دست خواهیم آورد. چون نیازی به پرداخت حق‌الزحمه‌ی کامل نخواهیم داشت...»

آمازون مفهوم شرکت‌های زیرمجموعه‌ی آنلاین را ابداع نکرد ولی قطعاً آن را به یک موتور رشد قابل توجه تبدیل کرد. اگر یک مشتری، یک کالای ۱۰۰ دلاری را از کسی بخرد که لینک خرید را در برنامه‌اش قرار داده است، آنها حدود ۵ درصد از فروش را به عنوان حق‌الزحمه به فردِ ارجاع‌دهنده (کسی که لینک خرید کالاها را در اختیار مشتری قرار می‌دهد) پرداخت می‌کنند. این بدان معناست که آنها شانس کمی در بدست‌آوردن سود، بابت همان فروش دارند ولی این کار منجر به جذب میلیون‌ها مشتری جدید می‌شود. افرادی که دوباره و دوباره برای خرید برمی‌گردند. همچنین معمولاً یک فروش را تبدیل به چند …

نتیجه‌ی نهایی این می‌شود که آمازون چندین میلیارد دلار به شرکت‌های زیرمجموعه پرداخته است و شرکت‌های زیرمجموعه مثل Wirecutter CoolTools، و سابقاً Squidoo ، گاهی‌اوقات کسب و کار کاملی حول و حوش این ایده‌ی ساده ایجاد می‌کنند: پیشنهاد یک محصول و لینک‌دادن به بزرگترین خرده‌فروشی آنلاین، تا اگر خرید انجام گرفت، درآمد بدست آورند.

لبخند بیش از یک میلیون خیریه‌ی غیرانتفاعی را با نرخی مقرون به صرفه به شرکت‌های زیرمجموعه تبدیل کرد. حال آن ۱۰۰ دلار خرید به ۴۰ سنت تبدیل شده که به دلیل انتخاب شماست.

من قبلاً شما خوانندگان گرامی را به لینک‌های لبخند می‌فرستادم ولی از وقتی فهمیدم که این کمک‌های مالی چقدر کم هستند، به geni.us تغییر مکان دادم که باعث شد کمک‌های مالی ما ۱۰ برابر افزایش یابد.

تا بحال لبخند به خیریه‌ها بیش از ۵۰۰ میلیون دلار فرستاده است. البته این یک اهدای کمک مالی نیست. این فقط یک تخصیص بودجه برای هزینه‌‌های بازاریابی است. با این حال، اهدای نیم میلیارد دلار در مجموع، آنها را به اهداکننده‌ی بسیار قابل توجهی تبدیل کرده است. یعنی یکی از بزرگترین شرکت‌های اهداکننده‌ی جهان.

پس چرا این برنامه لغو شد؟

حدس‌هایی می‌توانم بزنم:

۱- مدیریت جدید آمازون، در حالِ ساده‌سازی شدید برنامه‌هاست تا بتواند تمرکز بیشتری داشته، سودآوری را افزایش دهد. برنامه‌هایی که زمان و افراد زیادی را درگیر کنند، به سختی قابل توجیه هستند.

۲- آنها همیشه در توصیف این برنامه، بد عمل کردند. به عنوان شاهد واقعی، عده‌ی زیادی از مردم (شامل خود من ) از تجمیع این رقم بسیار بزرگ کمک‌های مالی غافلگیر شدیم.

۳- اکثر خیریه‌ها شرکت‌های زیرمجموعه‌ی خیلی خوبی نیستند. حدس من این است که تعداد کمی از گیرندگان میلیونی، هرگز برای متقاعدکردن اهداکنندگانشان برای خرید از لینک لبخند آمازون، کار زیادی انجام ندادند.

۴- و شاید بیشتر از همه، وقتی آمازون به برتری در خرده‌فروشی آنلاین ادامه می‌دهد، برنامه‌ی شرکت‌های زیرمجموعه، اهمیت استراتژیک کمتری پیدا می‌کنند و ممکن است کاهش هزینه‌ها راه ساده‌ای برای افزایش سود در کوتاه‌مدت به نظر برسد.

فرهنگ صنعتی غرب، تلاش زیادی صرف تفکر درباره‌ی خیریه‌ها کرد و همه‌ی راه‌ها به Community Chest [صندوق اجتماعی و تعاونی شهروندان و موسسات رفاه اجتماعی در یک شهر] و United Way [ یک سازمان مدنی سراسری یا هر یک از گروه‌های محلی وابسته به آن که از طریق مشارکت‌های فردی، وجوه جمع‌آوری می‌کند و آنها را به نفع برنامه‌ها و سازمان‌های مدنی و خیریه، به عنوان انجمن مسیحیان جوان و صلیب سرخ تخصیص می‌دهد.] ختم شد.

اگر «بازی»، رسیدن به سود حداکثری است، فرستادن پول به سمت اهداف خوب، آن را تضعیف می‌کند. برخی افراد چنین استدلال می‌کنند که شرکت‌ها یک مسئولیت اجتماعی برای مشارکت دارند و طبق قراردادی که آنها با جامعه امضاء می‌کنند، کارشان صرفاً کسب سود بیشتر نیست، بلکه سرمایه‌گذاری برای رفاه بلندمدت مکان‌هایی است که در آن کار می‌کنند و به نفع افرادی است که با آنها کار می‌کنند. یا ممکن است مثل همین مورد، فقط یک ابزار بازاریابی باشد.



.

Comments

Be the first to add a comment