یادداشتی از خانم شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل.
در سال ۱۳۵۷...فریب وعدههای خمینی در پاریس را خوردم و مانند میلیونها ایرانی دیگر در راهپیماییها شرکت کردم. همانطور که هرگز از اساتید خودم دروغی نشنیده بودم، با قیاس به آنها تصور نمیکردم یک روحانی که ۱۵ سال تبعید را با ادعای آزادی خواهی تحمل کرده از جهت روحی قادر به ساختن خشنترین حکومت استبدادی باشد. اما خود غلط بود آن چه ما میپنداشتیم.
متاسفانه به محض مراجعت به ایران و سرنگونی رژیم شاهنشاهی، وعدههای پوچ و سخنان کذب به تدریج به اثبات رسید. اولین آن ۸ مارس (۱۸ اسفند) ۱۳۵۷ بود. ساعت ۸ صبح از رادیوی سراسری ایران در مصاحبهای با اشراقی داماد خمینی بیان شد که طبق نظر رهبر انقلاب از این پس هر زنی که در ادارات و شرکتهای دولتی کار میکند، ملزم به داشتن حجاب است - گرچه اجرای این دستور با مقاومت زنان، مدتی به تاخیر افتاد- اما برای من همان روز و همان دستور به معنی شکست همه باورهای قبلی بود. در چندین نوشتهای که سالهای قبل هم منتشر کردهام آن روز را تاریخ طلاق عاطفی خود با انقلاب خواندم و از آن پس، راهم از انقلابیون به قدرت رسیده جدا شد.
یقین دارم تعداد کثیری از میلیونها ایرانی که در راهپیماییها شرکت کردند، کمتر کسی شناخت کاملی از خمینی داشت. ما فقط نامی از او شنیده بودیم آن هم پس از رفتن به فرانسه. زیرا با سانسور شدیدی که وجود داشت چاپ و فروش کتابهای خمینی ممنوع بود و سخنانش را هم که در قم ودر سال ۱۳۴۲ گفته بود، نه خوانده و نه شنیده بودیم. نه رسانه آزادی بود که سخنان او را منتشر کند و نه اینترنتی وجود داشت که امکان دستیابی به عقاید این رهبر مذهبی را فراهم سازد. پس من و افراد کثیری چون من با فریب وعدههای فردی که شناختی از او نداشتیم روانه خیابانها شدیم و فریاد زنده باد خمینی سر دادیم.
ای کاش کتابهای خمینی در تیراژ میلیونی چاپ میشد،ای کاش سخنان او را روزنامههای وقت تمام وکمال منتشر و در معرض قضاوت عموم قرار میدادند تا امروز شاهد چنین شرایط اسفباری نباشیم. در اجرای این تکلیف اخلاقی به اشتباه خود اقرار و طلب بخشش کردم. هر چند اگر من هم در آن راهپیمایی شرکت نمیکردم تاثیری در نتیجه نداشت و خمینی پیروز میشد. اما امیدوارم با تقدسزدایی از «دوران طلایی امام!» و نقد آن، از گذشته آینهای از عبرت بسازیم برای آینده، از جمله به خاطر داشته باشیم که سانسور چه عواقب شومی دارد. از نقد خودمان شروع کنیم و با شهامت و صداقت از گذشته برای جوانانمان صحبت کنیم و بدانیم این کشور متعلق به همه ماست باید از اختلافات حقیر سیاسی گذشت و به فکر آینده ایران بود.
متن کامل این یادداشت از خانم
شیرین عبادی را در اینجا بخوانید
https://news.gooya.com/2020/04/post-38007.php@Tavaana_TavaanaTech
میگویید کتابهای خمینی را نخوانده بودید! گیرم که چنین باشد؛ آیا چهل آیه اول سوره بقره را هم نخوانده بودید
شما در انقلاب ۵۷ نقش چندانی نداشتید. اینکه بابت همان نقش ناچیز مسئولیت میپذیرید و عذرخواهی میکنید، جای تقدیر دارد اما سعی نکنید که توجیه کنید
این دست حرفها شرمآور است