🕊جنگطلبان ضد جنگ!#علی_نقدی
این روزها آدم با دیدن برخی مواضع، دیگر نمیداند بخندد یا گریه کند. سطحی از پستی و رذالت آشکار میشود که گویی افراد حتی برای شعور خودشان دیگر ارزشی قائل نیستند.
اینترنشنال، تیترهایش را از
جنگ آمریکا و اسرائیل برای آزادی ایران تبدیل میکند به
جنگ تحمیلی سپاه بر مردم. اینترنشنال البته مزدور است و بابت سکهای که میگیرد سفارش کارفرمایش را اجرا میکند. اساسا بحثی با پروژهبگیران نیست، اما تماشای زامبیها و مسخشدگانی که هم در متن دعوت از متجاوز بیگانه بودند و هم امروز ژستهای ضدجنگ میگیرند، احساس تعفن و انزجاری به انسان میدهد که شیرابهی بدبوی پسماندها در مقابلش عطری خوشرایحه است.
اما پدیدهی پیچیدهتر و منافقانهی جنگطلبان خجالتی که در تمام مدت جنگ سکوت کرده بودند یا تنها اعتراضشان به قطعی اینترنت بود جالب توجهتر است. اینان ناگهان یاد "جنوب" افتادند که گویی مدرسهی میناب، در منتهاالیه شمال شرقی کشور بود. چه رذیلانه است لفاظیهای بزکشده و چه سیاه است ژستهای اخلاقی امروزشان.
نه به جنگ میگویند اما معلوم نیست مخاطب این "نه" کیست، چراکه حتی در حد یک جمله حاضر نیستند دشمن را محکوم کنند. نه به جنگ، نه به
دفاع است که در پوششی فریبنده(اما مبتذل) خودنمایی میکند. اساسا هیچگونه تفاوت ماهوی میان "نه به جنگ" و "بزن عمو ترامپ" وجود ندارد و هدف هردو نیز یکیست،
شکست و تسلیم ایران.شرح بیشتر را قبلتر در یادداشتی با مضمون سینمای ضدجنگ در روزنامه فرهیختگان نوشته بودم که ذکر مجدد پارهای از آن بیضرر نیست:
مشخصا ضدیت با جنگ یک مضمون اعتراضیست اما نوک پیکان این اعتراض به کدام سمت است؟ اگر دشمن ساخته و تهاجم پرداخته نشود و اعتراض به اساس جنگ باشد، آیا معنایش یککاسه کردن مهاجم و مدافع و همردیف قرار دادن ظالم و مظلوم نیست؟ در چنین بستری، مدافع برای دفاع از خود دربرابر دشمن مواخذه میشود، زیرا تماشاگر از آنجا که دشمنی در جهان فیلم نمیبیند که اعتراض سرگردان در فیلم یا حداقل بخشی از آن را به او نسبت دهد، ناخودآگاه نوک پیکان را بهسمت خودی میگیرد.
🪷Ellinne