🖋آنچه در طباطبایی درست است#بابک_مینا
آنچه جواد طباطبایی با عمقی مثالزدنی فهمید، این بود که ایران نیاز به نظریهای سیاسی برای خود دارد، ما نمیتوانیم از نظریههای سیاسیای که غرب برای حفاظت از خود پرورانده است، نسخهبرداری کنیم، درست از این رو پرسش کانونی سیاست در ایران تبدیل به این پرسش میشود: ایران چیست؟ اگر از فهم درستی از ایران شروع نکنیم، هر نظریهای میتواند به نظریهای علیه واحد سیاسیای به نام ایران بدل شود. واحدهای سیاسی در جهان ذاتاً متکثرند و نظریههایی سیاسی نیز مطابق با آنها متکثرند و باید باشند. فلسفه سیاسی در یکسری پرسشهای کلی انسانشناسانه جهانشمول است، اما از لحظهای که نسبتی با یک واحد سیاسی پیدا میکند متعین و خاص میشود. طباطبایی به دلیل دانش گستردهای که از سنت اندیشه سیاسی غربی داشت به خوبی فهمیده بود که این اندیشه سیاسی روی پیچومهرههایی سوار است که در نهایت غربی است و محافظ دولت – ملتهای مدرن غربی. این نکته به این معنی نیست که هیچ نکته جهانشمولی در این سنت نیست، بلکه به این معنی است که این ایدهها همواره در نسبت با واحدهای سیاسی اروپایی - از امپراتوری رم و پادشاهیهای قرون وسطایی گرفته تا دولت – ملتهای مدرن - ساخته شده است. در خواندن فلسفه سیاسی غربی همواره باید پیشفرضهای پنهان جغرافیایی را مد نظر داشته باشیم. جغرافیا را دراینجا به معنای وسیع و عمیق کلمه به کار میبریم: هر نوع پیشفهم مکانی که در نظریهها به شکلی مستتر پنهان است. بنابراین هر گونه کاربست مفاهیم غربی نیاز به بازبینیای دوگانه دارد: نخست تعیین کنیم ما چیستیم و به چه ساختمانی با چه چفت و بستهایی نیاز داریم، دوم اینکه دقیق و درست مفاهیم غربی را بشناسیم، یعنی محل چفت آنها را با جغرافیای خاص غربی شناسایی کنیم و این مهارت را داشته باشیم تا این چفتها را باز کنیم و به واحد سیاسی متعینی به نام ایران وصل کنیم. این به زبان مجازی یک عملیات مهندسی پیچیده نیاز دارد که کار هر کسی نیست. آنچه را به نظرم در ساختمان فکری طباطبایی درستترین قطعه میتوان دانست همین بصیرت بنیادین است. برخی پیروان خودخوانده وی که میراث او را مفتومجانی به پای جنگطلبی ریختهاند هیچ درکی از این جهتگیری بنیادی در اندیشه او ندارند.
البته میتوان با نوع اجرای این پروژه موافق نبود. طباطبایی برای تحقق این طرح فکری گاهی به نوعی استثناءگرایی ایرانی میرسد که طبعاً راهگشا نیست و از قضا گاهی به جهل ما نسبت به خودمان کمک میکند. نگاه تطبیقی به ایران و فهم مسائل ایران در بستر گسترده جهانی از قضا بیشتر به فهم ایران کمک میکند. بنابراین میتوانیم نگاه استثناءگرای او را کنار بگذاریم. ایران خاص است همچون هر کشور و تمدن دیگری، اما استثناء نیست.
🎲Ellinne