چند روز پیش در جلسهای بودم که شرکتکنندگانش درباره ارزشها و رویاها و خط قرمزهاشون حرف میزدند.
اغلب دوستان از برند شخصیشون و دستاوردها و تصمیمهای فردیشون گفتند، اما اولین چیزی که اونجا به ذهن من رسید "ایران" بود و روی کاغذ نوشتمش.
یکی از دغدغههای این چند ماه اخیر برای من اینه که "با توجه به بستر موجود و ساختارهای حاکم، کارهایی مثل برگزاری کارگاههای آموزشی، و جلسههای #کوچینگ و #منتورینگ که در مسیر توسعه افراد در سازمانها انجام میدم، آیا اثربخشی لازم رو داره؟ و آیا در این شرایط کمکی به ایران میکنه یا نه؟"
و پاسخهایی که در پی این پرسش برام داره تولید میشه سبب شده که در این چند ماه تا حد زیادی ترمز کارم رو بکشم، بیشتر سکوت کنم و کمی بیشتر فکر کنم...
امروز این ویدیو از صبحتهای زندهیاد احمد پژمان رو یکی از دوستان استوری کرده بود و زیرش نوشته بود:
"آدم حسابی بودن معمولا اینجوریه که مهمترین اولویت و دغدغهات میشه "میهن" و نه فقط خودت.
آرزو و رویات میشه پیشرفت و آبادانی ایران؛ و نه فقط پیشرفت و موفقیت خودت.
و خط قرمزت میشه هر نوع همکاری و همراهی که نتیجهاش ویرانیِ بیشترِ ایران باشه!"
بله. در زمانهی دشواری زندگی میکنیم. به نظرم مهمترین عاملی که ما رو به اینجا رسونده، ذهنیتی است که در چند دهه گذشته حاکم بوده، طرزفکری که مفهوم "میهن" و "ملت" براش هیچ اولویتی نداشته و نداره.
به نظرم ما به شدت نیازمند #پادیادگیری درباره نوع نگاهمون به میهن هستیم.
خوشحال میشم نظر شما رو هم بدونم.
#تفکر_پرسشگرانه
#پاینده_ایران
@HosseinGaeeni
جهت توسعه فرهنگ و ذهنیت کوچینگی است
(coaching mindset)،
نه فقط میهن بلکه دنیا را جای بهتری خواهد کرد. البته که همیشه توقف و تامل و بازبینی مسیر خیلی هم خوبه.
من در اینکه دنیا با تغییر فرد فرد ماست که جای بهتری خواهد شد شکی ندارم، و کار شما در بطن اون تغییر فردی است. فکر میکنم ما میتونیم افراد را همراهی کنیم که برند شخصی خودشون را تعالی ببخشند، ولی نمیتونیم کنترل کنیم که از برند شخصیشون چه استفادهای خواهند کرد.
لطفا به راهتون ادامه بدین، آرزو میکنم که راهتون پرنور باشه.