بخشی از نامهی عبدالکریم سروش به آقای روحانی در آبان ٩٣ که فقیهان فتوای پنهان به جواز اسید پاشی برای حفظ حجاب زنان داده بودند 👇 ......سوم.سخنی هم با رییس جمهور محترم، آقای دکتر حسن روحانی دارم:
اگر آقای خاتمی در دوران ریاستش یک حرکت پر برکت و نمایان و درخشان کرد، همان بود که در مقابل آدمکشان وزارت اطلاعات درّی نجفآبادی ایستاد، و از خانه بیرون نیامد تا وقتی که قاتلان «خودسر» قتل های زنجیرهای را بشناسد و بشناساند. شما نیک میدانید که «خودسرانگی» در کار نبود و آن قاتلان همه «حجّت شرعی» داشتند و عزم و اراده وزارت اطلاعات بر حذف ناراضیان و دگراندیشان بود و آن ماجراهای شوم بسی پیش از آن و در دوران وزارت فلاحیان آغاز شده بود. پرونده ی آن جنایات را به دغلی تمام بستند و امّت شهیدپرور را نامحرم دانستند و از دانستن اسرار آن محروم داشتند.
شما در مقابل جنایات اسیدپاشان، به احترام زخم دیدگان و بیمناکان از ادامه این جنایات، و به حرمت سوگندی که یاد کرده اید، ساکت ننشینید، امر را به قوهی قضاییه نسپارید. آن قوه شکستهتر از آنست که گردن خاطیان را بشکند. حرکتی خاتمی وار کنید. همه عوامل پشت این پرده ننگین را از دخمه های پلیدشان به در آورید و به مردم معرفی کنید. امام جمعه هایی را که هر هفته نقشه ای برای ناآرامی مردم می کشند و محتسب وار نعره ی واشریعتا می زنند، در عزای عزل بنشانید و چون یک حقوقدان پاسدار و دلسوز امنیت و حقوق مردم، این مردم ستیزان حقوق ناشناس مبسوط الید را به پستوهای انزوا و رسوایی برانید. محتسبان گردنکش را که برتر از قانون می نشینند و به نام فریضه نهی از منکر دست تعدّی به حقوق مردم دراز می کنند، و مناسبات جوامع بدوی را در جوامع مدرن و مدنی جاری می کنند، حاشیه نشین کنید و قانون را که رکن رکین مدنیّت و مدرنیّت است به متن آورید، و ذلّت غلامی و غمناکی را به عزّت حقّ مداری و نشاط بدل کنید و رضایت خدا و خلق را به دست آورید.
**
این روزها که غوغاییان به اشارت و تحریک شریعتمداران، بیم در دل شهروندان افکندهاند و راحت را از آنان ربودهاند، همراه با لعنت و نفرتی که بر شجرهی خبیثهی خشونت واستبداد میفرستم، این سروده نغزم.امید را با افسوس و اندوه بر زبان میگذرانم که: