آن تیر آتشین و مصدق

فریدون مجلسی

📌قیام ملی ۳۰ تیر سه متولی داشت. مصدقی‌های متعلق به نخبگان جامعه ولی متشتت و فاقد سازماندهی منسجم. نیروهای مذهبی که پیاده نظام اصلی قیام را از میان جوامع مردمی و مساجد و زورخانه‌ها فراهم کرده بودند و حزب توده که با توجه به شعارهای جدید ضداستعماری و هیجان معاون جوان دولت با گرایش‌های چپ، برای نخستین بار با تغییر موضع به طرفداری از مصدق و با شعارهای غرب‌ستیزانه وارد عرصه شده بود. ورود حزب توده و قدرت‌نمایی‌های بعدی آنان خوشایند نیروهای مذهبی و نظامیان رضاشاهی طرد شده و ضدکمونیست نبود که اکنون زاهدی رهبری آن‌ها را بر عهده گرفته داشت.

📌تیر ۱۳۳۱ را با آنکه ۸ ساله بودم به یاد دارم، شاید یک دلیل آن شنیدن تکراری آن مسائل و وقایع از اطرافیان در سال‌های بعد بوده است. از همان آغاز کار مصدق یعنی اجرایی شدن قانون نفت ملی شدن تا پایان حکومت او، روزی نبود که کشور از بحران و آشوب در امان باشد. بحران‌آفرین حزب توده بود که در واقع با بهره‌مندی از تدارکات و پشتیبانی دولت شوروی برنامه نفوذ و استیلای تدریجی آن کشور را مرحله به مرحله اجرا می‌کرد.

📌حزب توده از آغاز اشغال ایران توسط نیروهای شوروی، از بقایای ۵۳ نفر کمونیست‌هایی که در زندان رضاشاه بودند در سال ۱۳۲۰ تشکیل شد و در آن شرایط حاد توانست گروهی از جوانان تحصیلکرده و عدالتخواه و اهل علم و ادب و هنر را در ساختار خود جلب کند و به همین دلیل عضویت در آن حزب نوعی اعتبار فرهنگی و شخصیتی تلقی می‌شد و کسان بیشتری را جلب می‌کرد. اما رهبری حزب به سرعت مجری برنامه‌های توسعه‌طلبانه دولت شوروی شد که خواهان دستیابی به منابع نفت ایران و محروم کردن رقبای غربی از آن منابع بود. هنوز جنگ به پایان نرسیده بود که فرقه دموکرات را در آذربایجان تشکیل دادند و دست دولت مرکزی را کوتاه کردند. این امر منجر به اعتراض ایران و دخالت ترومن شد که دولت شوروی را وادار به خارج کردن نیروهایش از ایران کرد و سیاست قوام کمک کرد که بلافاصله نیروهای دولتی با استقبال مردم وارد تبریز و ارومیه شوند و نیروهای فرقه به شوروی گریختند.

📌حزب دو سال بعد در بهمن ۱۳۲۷ اقدام به ترور شاه کرد که ناموفق ماند و کوشید آن کار را به گردن رزم‌آرا بگذارد که فرماندهی بیرون راندن قوای فرقه را بر عهده داشت. حزب توده غیرقانونی شد، اما کوشید به توسعه نفوذ در شبکه نظامی راه دیگری برای روی کار آوردن دولتی تابع شوروی بگشاید. زمانی که مصدق رهبری اعتراض به ادامه بهره‌برداری سودجویانه انگلیس را از منابع نفت ایران بر عهده گرفت . حزب توده که نگران توسعه موج ناسیونالیستی در میان نخبگان جامعه ایران بود و آن را مغایر برنامه‌های نفوذی خود می‌دانست، از همان آغاز به بهانه‌های مختلف بنای مخالفت با نهضت ملی نفت ایران را گذاشت.

📌هنوز سه ماه از روی کار آمدن مصدق نگذشته بود که حزب توده که مصدق را بازیچه امپریالیسم می‌نامید در ۲۳ تیر ۱۳۳۰ نیروهای کارگری و دانشجویی برای در صفوف ۱۰ هزار نفری بسیج کرد و برای قدرت‌نمایی به میدان فردوسی و بهارستان گسیل داشت. در بهارستان به درگیری با برخی از جناح‌های تندرو نهضت ملی و به تیراندازی عناصری از حزب به پلیس و کشتن یک افسر و چند پلیس منجر شد.با اینکه تظاهرات در هم شکسته شد، برکناری و تعقیب رئیس و معاون شهربانی از سوی مصدق پیروزی بزرگی برای حزب توده بود؛ زیرا این کار موجب اعتراض سرلشکر زاهدی، وزیر کشور بود که خواهان آزادی افسران تحت امر خود شد. پذیرفته نشدن این درخواست موجب استعفا و جدایی زاهدی از نهضت ملی شد.

📌بعد از آن ماجرا، در تیر ۱۳۳۱ تغییر اوضاع موجب شکایت انگلیس از ایران به شورای امنیت ملل متحد و به دادگاه لاهه شد. انگلیسی‌ها که منافع مهمی را از دست داده بودند فسخ یکجانبه قرارداد شرکت نفت خودشان را غیرقانونی می‌دانستند و به آن دو مرجع شکایت کردند. امریکایی که ضمناً با بریتانیا نیز دوست بودند، کوشیدند پیشنهادهای مرضی‌الطرفینی ارائه دهند که مصدق پذیرای آن نشد و شخصاً در جلسه رسیدگی به شکایت انگلیس در شورای امنیت حضور یافت.

📌بازگشت مصدق مصادف بود با معرفی دولت جدید. مصدق خواهان وزارت دفاع و فرماندهی قوا برای خود بود که شاه موافق نبود. مصدق استعفا کرد. قوام از سوی شاه مامور تشکیل کابینه شد. اما شورش عمومی ملت در زمانی که مصدق در اوج محبوبیت بود، شاه را ناچار به تجدیدنظر کرد و مصدق پنج روز بعد با اقتدار ریاست دولت جدید و فرماندهی کل قوا را بر عهده گرفت. یک روز بعد از ۳۰ تیر حکم دادگاه لاهه در تایید نظر ایران صادر شد و بر شور مردم افزود. مصدق می‌گوید اگر آن رای زودتر ابلاغ شده بود، استعفا نمی‌کردم! /اعتماد

جان آگه با #فرهیختگان

Comments

Be the first to add a comment