. #توماس_برنهارت نویسنده اتریشی( آلمانی زبان) است. نویسنده شناخته شده در غرب اما مهجور در ایران. او با اولین رمانش ( frost) که در ایران به نام #یخبندان شناخته شده است مشهور شد_ این رمان را میتوان به نام یخ زده یا منجمد شده هم ترجمه کرد_ اثر دیگر او به نام ارزانخورها هم ترجمه شده که ضعیفتر البته با همان حال و هوا و سبک است( البته ترجمه بدی دارد.) برنهارت شاعر، رماننویس و نمایشنامهنویس است مثل هر آلمانی دیگری ( از نیچه و واگنر تا مان و کافکا و...)در آثارش جهانی سرد و فلسفی دارد نه عاشقانه و سرگرم کننده. رمان یخبندان رمانی است ( مثل دیگر آثارش) مونولوگی پیوسته و بدون حادثه بیرونی اما این مونولوگ شخصی_ذهنی چنان تاثیر عمیقی بر مخاطب میگذارد که میتوان گفت حادثه و عمل داستان در ذهن مخاطب شکل میگیرد. برنهارت در آلمان و اتریش به نثر و شاعرانگی شهرت دارد. او به شدت با فرهنگ و خودبینی هموطنانش در تعارض است و همکاری با نازیسم و فاشیسم آلمانی را مایه ننگ کشورش میداند. به طوریکه قبل مرگش حاضر نشد کتابهایش در اتریش منتشر شود. برنهارت خودش نیز درگیر مشکلات جسمی و روانی زیادی بود همانطور که شخصیتهایش علاوه بر مصائب فلسفی با مشکلات جسمی درگیر بودند_ در یخبندان اشترواخ همه نوع مریضی دارد و در ارزانخورها شخصیت پایش را از دست داده_ برنهارت نشان میدهد وقتی جسم و تن درد میکشد جهان و درون انسان نیز در رنج است. تکرار مداوم و جهان خالی و سرد و یخزده از موتیفهای آثار برنهارت است. جهانی که هر چند تحت تاثیر بکت است اما سیاهتر و سردتر. در رمان یخبندان که شاید بتوان گفت سرد و سیاهترین رمان قرن بیستم است با شخصیت نقاشی آشنا میشویم که در روستایی یخزده و پر از برف با ذهنی پرآشوب از جهان سرد و یخزده درونش میگوید بدون هیچ قصه و داستان سرگرم کنندهای. برنهارت نه به مخاطبش باج میدهد و نه به منتقد، او بیپروا جهان درونش را بر روی صفحه خالی میکند. خواندن چنین رمانی کار رمانخوانهای حرفهای است. نیهیلیسم برنهارت شهامتی میطلید سخت. مواجه با چنین جهان سرد و سیاهی تنها از پس کسانی برمیآید که دچار خودفریبی نیستند. #مهدی_فاتحی