دانشگاهها باز شدهاند، اما دانشگاه زنده نیست؛ زیر سایه تعلیق، اخراج و سرکوب نفس میکشد.
صندلیهای خالی دانشگاه فقط غیبت دانشجو نیست؛ جای کسانی است که با حکم تعلیق، محرومیت و اخراج از حق تحصیل کنار گذاشته شدهاند. دانشجویانی که بازگشتهاند هم هر روز با تهدید کمیتههای انضباطی، احکام معلق، تذکرهای اجباری و فضای امنیتی روبهرو هستند. 🗣دانشگاه را به جایی تبدیل کردهاند که دانشجو بهجای فکر کردن به درس و آینده، نگران احضاریه، تعلیق و محرومیت باشد. ⚠️وقتی پاسخ مطالبهگری «تعلیق» باشد و هزینه حرف زدن «اخراج»، دیگر نامش مدیریت دانشگاه نیست؛ حذف صدای دانشجوست. ❓دانشگاه قرار بود خانه علم باشد یا پادگان سکوت؟