◾ما چه مسئلهای را حل میکنیم؟◾ستگادین ۱ شهریور ۱۴۰۰
حل مسئله، ارزشآفرینی را در اولویت قرار میدهد.
این محصول به درد چه کسی میخورد؟
چه مسالهای را حل میکند؟
اگر این محصول را نسازید، آیا دل ما برای آن تنگ میشود؟
شرکتها در دوران اوایل اینترنت، از راه تمرکز بر مسائل کاربرانشان رشد میکردند.
در نتیجه مردم، همراه و همکاری برای خودشان پیدا میکردند، جایی برای چتکردن مییافتند، راهی برای خرید کتابی که به دنبالش بودند و بله، فرصتی برای فروختن مجموعهی عروسکهای Beanie Babies. شرکتها فهرستی از شغلها را ارائه کرده، شغلیابی میکردند. پیامها را به سراسر دنیا میفرستادند و به دنبال اطلاعات مورد نیازشان بودند. اینطور نبود که همیشه یک مدل تجاری وجود داشته باشد ولی استارتاپهای موفق به این خاطر موفق بودند که بیوقفه بر روی حل مسائل مشتریان متمرکز شده بودند.
در آن دوران اگر به سختی میتوانستید توضیح دهید که چرا یک نفر به کاری که میکنید نیاز دارد، نشان میداد که در کسبوکارتان واقعاً به دردسر افتادهاید.
۲۵ سال پیش، این بهترین کاربرد برای پول سرازیرشده به اینترنت برای یک سرمایهگذاری جسورانه بود. سرمایهگذاران صبور میگفتند: «شما مسئلهای از مشتریان را به خوبی حل کن، سود، خودش از راه خواهد رسید.»
فقط در عرض چند دهه، تعداد بسیار زیادی از مسائل سرراست، به نتایج سودآوری رسیدند.
خیلی از کسبوکارهای کوچک دچار مشکل شدند. چون از جای متفاوتی شروع کردند. آنها این سوال را پرسیدند: صاحب کسبوکار چگونه پول خرج و مخارجاش را درمیآورد؟ وقتی صاحب کسبوکار روی هزینههای هدررفته و مخارج، زیادی متمرکز شده باشد، خدمت به مشتری، در درجه دوم اهمیت قرار میگیرد.
در طول زمان، کسبوکارهای موفق متوجه میشوند که چطور با اهداف مشتریانشان همراستا شوند.
حتی عروسکهای Beanie Babies هم مسئلهی کسی را حل کردند.
.