▪️قوس تاریخ

▪️ست‌گادین ۲۹ خرداد ۱۴۰۱



با هر مقیاس زمین‌شناسی که حساب کنیم، دوران زندگی مدرنِ انسان‌ها، به اندازه‌ی یک چشم به هم‌زدن است. یک جرقه‌‌ی لحظه‌ای در بازه‌ای بسیار طولانی.

بیشتر اوقاتِ زندگی روی کره زمین، بدون حضور انسان سپری شده است. زمانی هم که موجوداتی شبیه انسان وجود داشتند، بیشتر وقتشان را بیکار بودند. خانه‌بدوش‌هایی بودند که در مواقع نیاز غذا می‌خوردند، چرخی می‌زدند و آرام می‌گرفتند. زندگی راحتی نداشتند ولی هیچکدام از حواس‌پرتی‌ها و مسائل زندگی مدرن ناشی از فرهنگ شهرنشینی هم وجود نداشت.

کشت گندم، اوضاع را تغییر داد. چون محصولات کشاورزی پرکالری بودند، اجازه‌ی رشد به جمعیت می‌دادند و قابل ذخیره‌کردن بودند. با اینحال، گندم ذخیره‌شده برای دزدیده‌شدن و مالیات‌گیری، سهل‌الوصول‌تر از چیزی بود که باید تازه از درخت چیده و خورده می‌شد.

چنین شد که بازارها، جنگ‌ها، دولت‌ها و گروه‌هایی از مردمان ثروتمندتر از کشاورزان و خانه‌بدوش‌ها ظهور کردند.

دانستن همه‌ی این‌ها، چیزی بی‌ربط و غیرضروری است. همانطور که دانستن نحوه‌ی ساختن فیلم‌ها یا ضبط صداها توسط ادیسون هم بی‌ربط و غیرضروری است. دانستن تاریخچه‌ی آنها، چیز خوبی است ولی برای اینکه یک جایزه‌ی اسکار یا grammy برنده شوید، کمکی به شما نمی‌کند.

در حال حاضر، دو نیروی مرتبط که قدرتمندانه باهم می‌رقصند عبارتند از:

- رشد صنعت با انرژی‌گرفتن کربن.

- رشد ایده‌ها و ارتباطات با انرژی‌گرفتن از اطلاعات.

صنعت، چهره‌ی کره‌ی زمین را از زاویه دید از فضا تغییر داد. میلیاردها نفر را ثروتمند کرد و بخاطر تأثیری که ما بر روی آب و هوا گذاشتیم، گونه‌های ما را به سمت انقراض سوق داد. توسعه‌ی صنعت در اغلب اوقات برپایه‌ی طبقات اجتماعی و زورگویی بوده و فرصت‌ها و تهدیدها را یکجا بوجود آورد.

ارتباطات به فرهنگ، توان رشد داده است و در سال‌های اخیر با سروصدایی که اینترنت به‌راه انداخته، ارتباطات تقویت گشته ولی در کوتاه‌مدت، خیلی از مردم را به خاک سیاه نشانده است.

در حالی که یک سال طولانی و چالش‌برانگیز دیگر را پشت سر می‌گذاریم، سالی که در آن این دو نیرو با یکدیگر می‌جنگند، همدیگر را تقویت می‌کنند و باهم درگیر می‌شوند، آنچه را که Theodore Parker بیش از ۱۵۰ سال پیش گفته بود را به یاد می‌آورم:

«من تظاهر نمی‌کنم که جهان اخلاقی را درک می‌کنم. یک قوس طولانی وجود دارد که نه چشمانم انتهای قوس را می‌بینند، نه می‌توانم اندازه‌ی آن را محاسبه کنم. ولی می‌توانم با وجدانم آن‌ را استنباط کنم. من مطمئنم که این قوس به سمت عدالت خم می‌شود.»

ما واقعاً درباره‌ی دیروز، حق انتخاب زیادی نداریم. خیلی از ما در دوران کنونی، نسبت به هر انسانی که در صد‌سال پیش می‌زیسته، صاحب نقاط قوت و توانایی بیشتری هستیم.

در چند دهه‌ی گذشته، حوزه‌های فرهنگی زیادی رو به جلو حرکت کرده‌اند و مدافعان وضع موجود از تلاش برای دفاع از آنچه بود، درمانده شده‌اند. آنها گاهی این درماندگی را بصورت خشونت، تفرقه‌افکنی و زورگویی بروز داده‌اند.

خبر خوب اینکه ما برای بهبود اوضاع دقیقاً به آنچه نیاز داریم دسترسی پیدا کرده‌ایم. اگر ما به تعداد کافی به پا خیزیم، رهبری کنیم و با دیگران ارتباط برقرار کنیم، به تحقق امکان‌ها نزدیک‌تر می‌شویم.

باشد که به آرامش خاطر و امکانات دست یابیم. این دو با همدیگر حرکت می‌کنند.


.

Comments

Be the first to add a comment