▪️ماتریس کنترل/ مسؤلیتپذیری▪️ستگادین ۳ بهمن ۱۴۰۰
افراد دربارهی اولویتبندی کنترل و مسئولیتپذیری برای خودشان، دست به انتخاب میزنند. وقتی این حق انتخابها را باهم ترکیب کنیم، به یک
ماتریس ساده میرسیم.
رهبر، ترکیبی ایدهآل است. کسی که کنترل و اختیار در دست اوست و در عین حال، وقتی اوضاع، خوب پیش نمیرود، مسئولیت بر عهده میگیرد. این کار، یک چرخهی مفید ایجاد میکند، چون واقعاً رهبران میتوانند دربارهی مشکلاتی که به وجود آوردهاند، کاری کنند.
در سمتِ افراد نق و نالهکن، فاجعهای در شرف وقوع است. کسانی که به طرز شکنندهای، خودشان را قدرتمند و مقتدر میپندارند. کسی مثل Robert Moses که قریب به یک قرن، بدون توجه به اسکان مردم و سایر موضوعات مربوط به عدالت اجتماعی، به ساخت و ساز در نیویورک مشغول بود ولی هرگز مسؤلیت تأثیرات هیچ کدام از کارهایش را برعهده نگرفت. افرادی که کنترل را به دست میگیرند و از مسئولیتپذیری اجتناب میکنند، در اغلب اوقات، به راحتی شناسایی میشوند. چون وقت زیادی را صرف نقزدن و نالهکردن میکنند.
کسی که در راه عقیدهای کشته میشود، واقعاً به این چیزها اهمیت میدهد. این گونه افراد، همدلی بسیار زیادی را در موقعیتهای خاص تزریق میکنند و به دیگران کمک میکنند که احساس کنند دیده شدهاند. افسوس، چرا که آنها قدرتی ندارند یا قدرتی برای آنها در نظر گرفته نشده یا خودشان از قبول قدرت اجتناب میکنند. تمایل آنها برای قبول مسئولیت، توهمی بیش نیست. این یکی از دلایل فرسودگی اغلب کارگرانی است که در خط مقدم هستند و به دریافت عواطف و همدلی درکارشان نیاز دارند.
و بالاخره در بیشتر موقعیتها، اکثر افراد، جزو قربانیان هستند. سیستم، ما را وادار میکند که چرخدنده باشیم و به هرچه که به ما داده میشود راضی باشیم و در مقابل، در سیستم گیر نیافتیم و هیچ مسئولیتی را در قبال اتفاقات بعدی بر عهده نگیریم.
ما در خیلی از موقعیتها، آزادیم که انتخاب کنیم. ما میتوانیم یکی از این گروهها را انتخاب کنیم یا انتخابمان این باشد که مشارکت نکنیم. و اگر خوششانس باشیم یا برایمان مهم باشد، قادریم انتخاب کنیم که به چه کسی رأی دهیم، برای چه کسی کار کنیم و به کدام سمت برویم.
[قسمت سوم از یک مجموعهی سهقسمتی]
.