پرسشی که این نکته برای جامعه‌ای رقابتی به بار می‌آورد، این نیست که چگونه می‌توان افرادی را «یافت» که بهترین شناخت و آگاهی را داشته باشند، بلکه این است که به چه چیدمان نهادی نیاز داریم تا افراد نا‌شناخته‌ای که دانش بسیار مناسبی برای انجام کاری خاص دارند، با بیشترین احتمال به انجام همان کار جذب شوند، اما باید اندکی بیش‌تر پیش رفت و پرسید که دانشی که فرض می‌شود در اختیار مشارکت‌کنندگان در بازار قرار دارد، از چه نوعی است.

اگر بازار گونه‌ای خاص از کالا‌های مصرفی تمام‌شده را در نظر بگیریم و در آغاز به جایگاه تولید‌کنندگان یا فروشندگان این بازار بپردازیم، نخست در‌می‌یابیم که تصور می‌شود که آنها از کمترین هزینه ممکن برای تولید این کالا آگاه هستند. با این همه این دانشی که فرض می‌شود داده‌شده است و می‌توان کار را از آن آغاز کرد، یکی از نقاط مهمی است که در آنها حقایق را تنها می‌توان از طریق فرآیند رقابت کشف کرد. این جا از نگاه من یکی از پر‌اهمیت‌ترین نقاطی است که در آن، نظریه تعادل رقابتی در آغاز خود مساله پر‌اهمیتی را که تنها فرآیند رقابتی قادر به حل آن است، به واسطه فروضش کنار می‌گذارد. این موقعیت تا اندازه‌ای شبیه به نکته دیگری است که فرض می‌شود تولید‌کنندگان درباره آن اطلاعات کامل دارند و آن عبارت است از تمایلات و خواسته‌های مصرف‌کنندگان و از جمله انواع کالا‌ها و خدمات مورد تقاضا از جانب آنها و قیمت‌هایی که این مصرف‌کنندگان مایل به پرداخت‌شان هستند. اگر این‌ها را فاکت‌هایی داده‌شده بپنداریم اشتباه کرده‌ایم، بلکه باید آنها را مسائلی بینگاریم که فرآیند رقابت حل‌شان خواهد کرد.

همین شرایط در سمت مصرف‌کنندگان یا خریداران نیز حاکم است. در این جا نیز نمی‌توان به گونه‌ای قابل پذیرش تصور کرد که دانشی که این افراد، بنا به فرض، در حالت تعادل رقابتی دارند، پیش از آغاز فرآیند رقابت در اختیار آنهاست. شناخت آنها از گزینه‌های بدیلی که پیش روی خود می‌بینند، نتیجه فعالیت‌هایی از قبیل تبلیغات، رخداد‌های بازار و ... است و کلیت سازمان بازار عمدتا نیاز به پخش اطلاعاتی را که خریدار بر مبنای آن دست به کنش می‌زند، برآورده می‌سازد.

ادامه؛
https://telegra.ph/%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%82%D8%A7%D8%A8%D8%AA-05-18
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement

Comments

Be the first to add a comment