پل هالندر نویسنده "از بنیتو موسولینی تا هوگو چاوز: روشنفکران و یک سده ستایش قهرمانان سیاسی."
رفتار این روشنفکران تا حدی شبیه آن زنی است که از قاتل سریالی زندانی خواستگاری می‌کند.

هالندر که نازیسم و کمونیسم را در مجارستان تجربه کرده بود سال ۱۹۸۱ در کتابی دیگر درباره روشنفکران و سفر کنترل و برنامه‌ریزی شده آنها نوشت که به روسیه، چین و کوبا داشتند. آنها هنگام بازگشت، گزارش‌های درخشان آرمان شهرهای کمونیستی را می‌نوشتند که با واقعیت وحشتناک آن کاملا در تضاد بود.

از جمله این روشنفکرانِ توجیه‌گر و ستاینده دیکتاتورها می‌توان سارتر، برنارد شاو، رولان، فوکو را نام برد. اما چرا روشنفکرانی که به هر چیزی حساس بودند، مجذوب این جنایتکاران می‌شدند.

یکی ماهیت خود دیکتاتورها بود. برای روشنفکر غیر آلمانی تحسین هیتلر نسبت به استالین سخت‌تر بود. چون ماهیت عقاید هیتلر (مثل نژاد برتر) برای هواخواه خارجی جذابیت نداشت. با این حال، هایدگر و شمیت هواخواه او بودند. انگیزه آنها را که فرصت‌طلبی بود یا ترس، نمی‌توان به قاطعیت حدس زد اما هیتلر حتی پیش از به قدرت رسیدن، میان دانشگاهی‌ها طرفدار زیاد داشت.

این واقعیت که بیشتر تحصیلکرده‌های جامعه مدرن از فلان سیاست طرفداری می‌کنند، دلیل بر درست بودن آن نیست. با این حال، اشتباه منطقی آنست که نتیجه بگیریم غیر تحصیلکرده‌ها هیچگاه اشتباه نمی‌کنند. نقیض یک اشتباه لزوما حقیقت نیست بلکه تنها یک اشتباه دیگر است.

به همین ترتیب دیکتاتورها- نظیر صدام و اسد- توجیه‌گران خود را داشتند، اما طرفدار خیر. برای تهییج روشنفکران، دیکتاتورها باید یک آرمان شهر را مجسم می‌کردند.

روشنفکران ادعای بصیرت دارند: دیدن فراتر از ظاهر. اصلا دلیل وجودی آنها همین است که آنچه دیگران قادر به فهم آن نیستند، آنها بهتر می‌فهمند. فرد عادی قتل‌عام را قتل‌عام می‌بیند اما روشنفکر آن را عملیات دیالکتیک تاریخ می‌فهمد.

علت بعدی شاید این باشد که وقتی خود مذهب به صورت گسترده در دوره‌ای نفی می‌شود، اشتیاق به عقاید شبه‌مذهبی افزایش می‌یابد. سیاستمداران معمولی برآمده از دل دمکراسی حاضرند با مخالف خود سازش کنند یا به ورطه فساد اخلاقی و مالی بیافتند‌ ولی ادعایی جز دانش بشری ندارند.

اما دیکتاتورها معمولا مذهبی هستند و ادعای رستگاری بشر را دارند یا مثل استالین و مائو و خمینی جای عیسی، بودا و الله را می‌گیرند. عنوان نوشته سارتر "رهایی" ماهیت شبه مذهبی ستایش کی از دیکتاتورها را آشکار می‌کند. رهایی دقیقا از چه؟ فرانسه که آن موقع تحت جباریت حاکم‌ نبود.

هالندر در کتاب خود نوشته که وقتی نارضایتی از سیاست‌های عادی افزایش می‌یابد، باید انتظار توهم آرمان شهر را داشت (انقلاب ۵۷ مثال خوبیست).

نوشتهٔ بالا برداشت آزادی بود از تارنمای زیر:


Nahid Ghani
____
@ajibzad

3 comments

سارتر ستاینده دیکتاتورها بود!؟🤔
مهسا حسینی
خامنه ای نوکر انگلیسه نه روسیه
بی‌بی‌سی یا اینترنشنال از انگلیسه نه روسیه


حکومت اسلامی انگلیسی به دستان همین مردم سقوط خواهد کرد نه آمریکای کاسب
مهسا حسینی
مساحتی که حکومت اشغالگر اسلامی انگلیسی از دریای خزر طی یک فقره به پوتین فروخت دەها برابر کل کشور فلسطین و اسرائیله