امروز صبح شرفیاب شدم. کارهای جاری عرض شد. باز هم شاهنشاه از توقعات بی جای خانوادگی اظهار کسالت فرمودند. عرض کردم خودتان را ناراحت نفرمایید، تصمیم اتخاذ فرمایید، من اجرا می کنم. فرمودند: تصمیماتی که گرفته ایم به شدت اجراء کن. عرض کردم چشم، راه فقط همین است. به این جهت امشب هر یک از اعضاء خانواده که باز یک تقاضای بی ربط داشت، با درشتی بی سابقۀ من رو به رو شد. فعلاً که همه، جا زدند، تا بعد چه بلایی سر من در بیاورند.
تمام روز به کارهای جاری گذشت. امشب که سر شام شرفیاب بودم، از انتشار مقالۀ مجلۀ تایم که به مناسبت تاج گذاری ست، اظهار نارضایتی فرمودند، در صورتی که مقاله خوب است و فقط دو سه نکتۀ بد دارد که کاملاً قابل تحمل است. یعنی در مقابل آن همه که خوب نوشته واقعاً چیزی نیست. قرار شد فردا با {امیر عباس هویدا}، نخست وزیر، مشورت کنم که چه جور جواب این چند نکتۀ بی تناسب داده شود.
به من امر فرمودند فردا صبح زود سفیر شوروی را بخواه و بگو اگر ما شخصی را به
#ویتنام بفرستیم، آنها قبول خواهند کرد یا نه؟ ممکن است این شخص قبلاً به مسکو هم برود. خدا کند شاهنشاه در این راه موفق بشوند، پیروزی بزرگی در دنیا خواهد بود. کاردار سفارت آمریکا عصری شرفیاب شد و خبری از جانسون آورد که این امر را امشب به من فرمودند.

📚#خاطرات_اسدالله_علم
🖌#امیر_اسدالله_علم
جلد 7 & صفحۀ 135
تهران، کتاب سرا
ویرایش از #دکتر_عالیخانی
#چهارشنبه & 1346/7/12 #دوازدهم_مهر

Comments

Be the first to add a comment