‏آنچه اتفاق افتاد نه تقدیر ازلی بود، نه مشیت ربّانی، نه توطئهٔ خارجی، نه نتیجهٔ خرّیت روشنفکرها.  جبر عِلّی و رشته تحولاتی برآیند بُردارهای موجود در مکان و دارای پیشینه در زمان بود.

 وقتی شاه به آخر خط رسید و قدرتْ خیابانی شد، ائتلاف ۱۵ خرداد که مؤتلفه بخشی اساسی از آن بود
‏در دل نیروهای مهاجم از روستا به شهر که مستعدترین جانشین برای قبضهٔ قدرت بود رشد کرد.
‏در دل نیروهای مهاجم از روستا به شهر که مستعدترین جانشین برای قبضهٔ قدرت بود رشد کرد.

تشکیل لژیون خارجی (مشهور به هلال شیعه و نیروهای نیابتی) با پشتوانهٔ دلارهای نفتی ابتکار یک فرد و فتوای یک نفر نبود.  اوایل ۵۸ محمد منتظری بدون رودربایستی اعلام کرد
‏دولت بازرگان کارگزار آمریکاست و باید با تشکیل نیرویی یکپارچه از طرابلس تا بیروت و جبل عامل و تهران بر ایران مسلط شد ـــ نقشه‌ای بعدها با برچسب ’’عمق استراتژیک‘‘ و حاوی مضمون قلّابی ’’ایرانشهر بزرگ‘‘.
‏

Comments

Be the first to add a comment