4 comments

ما وقتی میتونیم به دنیاها فکر کنیم که فکر اینکه پول نیست شام نیست ناهار نیست بدهی هست کار نیست بازار خراب است وجود نداشته باشه
تا حدی قابل درکه به خاطر اینکه یه چیزایی اتفاق میفته که با طبیعت این جهان سازگاری نداره مثل خواب ها و وجود روح که میشه مساوی ذهن انسان فرضش کرد