🕎 حکومتهای ایدئولوژیک

این مطلب را در ٩٣/٨/٢٣، و قبل از خواندن بخشی از کتاب #رفیق_آیت‌الله، نوشته بودم.

در قرن بیستم و تا کمی قبل از انقلاب ایران جهان از دو قطب شرق و غرب تشکیل شده بود که به #سوسیالیسم و #کاپیتالیسم معروف شده بود و هرکدام هم برای خود همپیمانانی داشتند و با هم در #جنگ_سرد. حکومتهایی که این دو قطب تشکیل داده بودند یکی بر مبنای ایدئولوژی بود و آن دیگری بر مبنای سکولاریسم. هر دو نوع حکومت ادعای دموکراتیک بودن یا به عبارتی مردمسالار بودن را داشتند و تا اندازه‌ای هم درست بود. اولی سوسیالیسم را به مردمش حقنه می‌کرد و سپس از مردم برای حکومت رای می‌گرفت و حکومتهای پوپولیستی تشکیل می‌داد؛ و دومی هم که با روشهای خاص خود براساس رای مردم حکومت می‌کرد.
کشورهای خرده‌پای این دو قطب نیز حکومتهای دیکتاتوری خود را بر همان مبناها تشکیل داده بودند؛ به‌عنوان نمونه کشورهایی چون عراق و سوریه زیر عنوان حکومت بعث و لیبی با عنوان حزب سبز قذافی وابسته به بلوک شرق و پادشاهی سعودی و جمهوری اسلامی پاکستان و پادشاهی افغانستان وابسته به بلوک غرب. البته در برخی کشورهای تحت سلطه بلوک غرب نیمچه آزادی‌یی وجود داشت که مخالفان حکومت بتوانند تحت عنوان احزاب کمونیست و غیره فعالیت کنند.

در دهه هفتاد میلادی، بلوک شرق با حمله به افغانستان و اشغال آن، آخرین تلاش خود را برای گسترش مرزهایش بعمل آورد که تا حدی هم نتیجه‌بخش بود. اما با مقاومت مردم مسلمان افغانستان در مقابل کمونیستهای اشغالگر؛ بلوک شرق به‌فکر تغییر تاکتیک افتاد. تغییر تاکتیکی که یک انقلاب بزرگ بود: چرا باید حکومتهای وابسته‌اش را برمبنای یک ایدئولوژی ساختگی مانند کمونیسم پایه‌گذاری کند؟ چرا از یک ایدئولوژی نهادینه شده در مردم استفاده نکند؟ دین! همان دینی که در گذشته آن همه بر علیه آن تبلیغ کرده بودند: «دین افیون توده‌هاست».
در همان اوان؛ شکل‌گیری انقلاب ایران نیز به استحکام این ایده کمک کرد. مخصوصاً پس از اشغال سفارت آمریکا و گروگان‌گیری توسط دانشجویان افراطی که انقلاب ایران را وارد مرحله جدیدی کرده و ضدیت آن را با آمریکا (دشمن دیرینه بلوک شرق) آشکارتر کرد؛ بلوک شرق را در پیگیری این ایده مصمم‌تر کرد و تلاش کرد رابطه‌اش با این حکومت جدید را مستحکم‌تر کند.


اینجا👇را هم ببینید

https://t.me/TanzeTalkh2/1397

Comments

Be the first to add a comment