✅ اختلاف نرخ ارز آزاد و مبادلهای به ۴۰ هزار تومان رسیده؛ فاصلهای که نه فقط عدد، بلکه نشانه حماقتی ساختاری است. بانک مرکزی و دولت ارز کمیاب را با نرخ ارزان به «خودیها» میدهد تا کالا وارد کنند، اما یا کالایی وارد نمیشود یا همان کالا با نرخ آزاد به مردم فروخته میشود.
نتیجه روشن است: رانتهای نجومی برای وابستگان رانتی و سفرهای کوچکتر برای مردم.
این سناریو از ارز ۴۲۰۰ تومانی تا امروز بارها تکرار شده و هر بار فقط منابع ملی را به جیب حلقههای قدرت منتقل کرده است. هیچ عقل سلیمی نمیپذیرد که در شرایط تحریم و فشار، منابع ارزی چنین به تاراج برود. اگر اسم این کار «سیاستگذاری» است، پس لابد غارت هم «مدیریت منابع» است!
این شکاف فقط دو نرخ ارز را جدا نمیکند؛ شکاف میان مردم و حاکمیت است. تداوم آن چیزی جز فقر، فساد و بیاعتمادی بیشتر به دنبال نخواهد داشت. نتیجه سپردن کار به اراذل و عمل کردن به توصیههای ابلهانه بهتر از این نخواهد بود.