👆اکنون اجازه میخواهم با عرض پوزش، کمی درباره اندیشه و گفتار و کردار شاهزاده رضاپهلوی، صرفنظر از اینکه اطرافیانش که هستند و چه میگویند، بنویسم و مجددا خواهش میکنم این مطالب را بدون هیچگونه پیشداوری بخوانید:
برای بنده که مدتهاست بدنبال راهی برای
اتفاق و اتحاد اوپوزیسیون در مقابل
حکومت اسلامی بودهام (البته همانطور که گفتم، این فکر را جنابعالی به سرم انداختید)؛ ایشان را تنها شخصی دیدم که راهکاری برای رسیدن به آنچه که پیش از این ذکر کردم، دارد.
قبل از هر چیز، ایشان مدتها پیش اعلام کرد که نسبت به شکل حکومت آینده ایران هیچ نظری ندارد و بارها گفته که
شکل حکومت آینده را مردم ایران تعیین خواهند کرد؛ حتی یک بار هم از شکل
حکومت جمهوری طرفداری کرد که موجب دلخوری بسیاری از اطرافیانش شد.
همچنین؛ از مدتها پیش،
اصولی را اعلام کرده که میباید
پایه و اساس حکومت آینده ایران باشد (همان اصول و اساس محتوایی حکومت). اصولی از قبیل:
* حفظ تمامیت ارضی و یکپارچگی کشور ایران
* برپایی یک حکومت دموکراتیک و سکولار در ایران با قوانینی مبتنی بر مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر و تکیه بر آزادی فعالیت احزاب
* انتخاب شکل حکومت بعداز براندازی به انتخاب مردمآیا این اصول نمیتواند مورد قبول شما و سایر افرادی باشد که
دغدغه آبادی و آزادی ایران از چنگال اهریمنی حکومت اسلامی را دارند؟
آیا هیچکس دیگری چنین اصولی را ارائه کرده است؟ و اگر ارائه کرده، چرا نتوانسته هیچگونه وفاقی حول این اصول شکل بگیرد؟
توجه داشته باشید که در عصر رسانه و دنیای دیجیتال، هیچ سخنی پنهان نمیماند و نمیتواند تحریف و یا کتمان شود. آیا از شاهزاده رضا پهلوی، حرف و سخنی خلاف اینها، شنیده شده است.
حتی همایش اخیر بدعوت ایشان (باز صرفنظر از اینکه افراد مختلف در آن همایش، چه گفتند و چه کردند) با تکیه بر سه اصل زیر برگزار شد:
* تمامیت ارضی ایران،
* آزادی فردی و برابری همه افراد،
* جدایی دین از سیاست. ایشان در سخنان پایانی همایش هم بر این اصول و اینکه شکل حکومت آینده ایران توسط مردم تعیین خواهد شد، تکیه کرده و مسئولیت رهبری دوران گذار را بر عهده گرفتند و گفتند: پس از برقراری حکومتِ مردمی، از این سمت کنار میرود.
ممکن است کسی این سخنان را با سخنان خمینی در پیش از انقلاب مقایسه کند؛ و بگوید خمینی هم میخواست بعد از برقراری جمهوری اسلامی به قم برود و در امور سیاسی دخالت نکند.
اما توجه داشته باشید که اِشکال بزرگ خمینی این بود که او،
شکل حکومت را، بدون ارائه هیچگونه اصول محتوایی آن، از پیش تعیین کرده بود (درست مشابه این کاری که الان تمامی افراد مدعی مخالفت با حکومت اسلامی کردهاند)؛ و دیدیم آنچه که نباید میشد.
بله؛ حکومتی که محتوا و اساس آن و حتی قانون اساسی آن مشخص نباشد، سرنوشتی بجز حکومت اسلامی نخواهد داشت.!
بقول همشهری شما:
«چشمها را باید شست»
در خاتمه ضمن پوزش مجدد از تصدیع اوقات، خوشحال میشوم نظرات شما را در همینجا بخوانم.
مخلص همهی کسانی که واقعاً بهدنبال براندازی حکومت اسلامی و برپایی یک حکومت سکولار برمبنای اعلامیه جهانی حقوق بشر در ایران هستند؛
ایمان علیپور
هشتم امرداد ١۴٠۴