داریوش همایون فقید اینجا علت العلل بروز انقلاب ۵۷ را در چند دقیقه کوتاه شرح می دهد، زمینه و زمانه امروز متفاوت است، ولی همچنان بزرگترین مسئله ایران است: نبود نوآوری سیاسی.
جدا از جزئیات خیلی بی ربط نمی گوید، اشاره به سال های پس از شوک نفتی است که رشد تولید سرانه بسیار بالا و خاطرم باشد به شصت درصد هم می رسید، منظور طبیعتا رشد بالاست فارغ از عدد دقیق
يكي از مهمترين نقاطي كه مورد توحه قرار نمي گيرد سيستم اطلاعاتي ايران بود كه در حمع آوري اطلاعات و به كارگيري اون در حهت حفظ سيستم سياسي كشور راهبردش رو از درون دريافت نمي كرد . به نظرم سرعت وقتي زياد بشه و زير ساخت نباشه مخصوصا از لحاظ اجتماعي موضوعات حديد غير قابل حل مي ماند و مشكل روي مشكل تا بهره برداري توسط قدرت هاي بزرگ تر . ولي از همه مهمتر براي من نقسه اي كه آلمان با تعيين راهبرد آمريكا كشيدن در فرا نسه اجرا شد
هر نوآوری سیاسی که آزادی احزاب نداشته باشد محکوم به شکست است پادشاه هم از تک حزبی رستاخیز خورد.خود اون بزرگوار در کتاب پاسخ به تاریخ گفته که بزرگترین اشتباهش بوده.
بله، ولی نوآوری سیاسی کلام مبهمیه. مشکل شاه اختیارنکردن سنگر سیاسی بود. درتمام تغییرات و اتفاقات، خودش رو در نوک پیکان قرار میداد و محبوبیت خودش رو از دست میداد. به عنوان مثال
در موضوع حق رای زنان، مستقیم دخالت کرد و این حق رو شخصا و زودتر از زمان مناسب، به زنان داد، درحالی که موضوع داغی بین زنان ایران نبود و برعکس موضوع داغی در اقشار دیگه جامعه بود، شاه با اینکارش در اون زمان بیشتر نفرت خرید برای خودش تا محبوبیت
شاه میخواست مردمی باشه و تصاویر زندگی شخصی خودش از تلویزیون پخش میکرد ولی این اثرمعکوس داشت، عوام فقیر شروع به حسادت به داشته های شخصی شاه کردند و نفرتش در جامعه زیاد شد
در تمامی اتفاقات داخلی، شاه سنگر سیاسی برای خودش نداشت و خودش رو درمعرض انتقادات قرار میداد، اینکار اونو درداخل جامعه به گزینه نامناسبی برای اکثریت کرد البته به عنوان شهروند ایرانی خودتون میدونید که این اشتباه رو نظام حاکم مرتکب نمیشه. نبود آزادی سیاسی، درنهایت موجب فرار سرمایههای انسانی و مالی میشه و این موضوع باعث مشکلات اقصادی میشه و این موضوع شاید باعث مشکل برای نظام سیاسی بشود. وگرنه نبود آزادی سیاسی هیچوقت به طور مستقیم یه حکومت رو تهدید نکرده.
ولي از همه مهمتر براي من نقسه اي كه آلمان با تعيين راهبرد آمريكا كشيدن در فرا
نسه اجرا شد
و محبوبیت خودش رو از دست میداد. به عنوان مثال
در موضوع حق رای زنان، مستقیم دخالت کرد و این حق رو شخصا و زودتر از زمان مناسب، به زنان داد، درحالی که موضوع داغی بین زنان ایران نبود و برعکس موضوع داغی در اقشار دیگه جامعه بود، شاه با اینکارش در اون زمان بیشتر نفرت خرید برای خودش تا محبوبیت
شاه میخواست مردمی باشه و تصاویر زندگی شخصی خودش از تلویزیون پخش میکرد ولی این اثرمعکوس داشت، عوام فقیر شروع به حسادت به داشته های شخصی شاه کردند و نفرتش در جامعه زیاد شد
در تمامی اتفاقات داخلی، شاه سنگر سیاسی برای خودش نداشت و خودش رو درمعرض انتقادات قرار میداد، اینکار اونو درداخل جامعه به گزینه نامناسبی برای اکثریت کرد
البته به عنوان شهروند ایرانی خودتون میدونید که این اشتباه رو نظام حاکم مرتکب نمیشه.
نبود آزادی سیاسی، درنهایت موجب فرار سرمایههای انسانی و مالی میشه و این موضوع باعث مشکلات اقصادی میشه و این موضوع شاید باعث مشکل برای نظام سیاسی بشود. وگرنه نبود آزادی سیاسی هیچوقت به طور مستقیم یه حکومت رو تهدید نکرده.