سهراب پور ناظری پستی منتشر کرد سراسر وطنپرستی و عین حقیقت در ارتباط با وحدت و بکپارچگی اقوام ایرانی و اینکه خاستگاه ساسانیان را کرمانشاه نامیده که این امریست کاملا درست، منتهی یک سری سایبری های بیسواد مواجب بگیر به او تاخته و با حرفهایی که فقط نشان از جهل و تعصب و نادانی دارد، وی را به باد انتقاد گرفته و کلا منکر نسبت کردها با ایرانیان علی الخصوص فارسها شدند. که این هدفی جز ضربه زدن به یک پارچگی ایران در تامین اهداف گلوبالیزم جهانی که همان برده کردن مردم جهان برای منافع یک عده باندهای مافیایی که سالهاست جهان را برای سود شخصی به جهنم تبدیل کرده نمیباشد.البته این افراد نادان به دنبال اتوپیای خیالی که توسط گروه ها و احزاب آرمان گرای چپ که برای آنها ترسیم کرده اند، با حماقت و کج فهمی آرمان خود را در یک ایران تکه تکه شده و جدایی از سایر اقوامی که در طی هزاران سال در کنار هم زیسته و یک ملت واحد را پدید آورده اند، جستجو میکنند. که این تکه های کوچک لقمه های چربی و نرمی جهت بلعیده شدن توسط استعمارگران گلوبالیست و جهان وطنی میباشد.لذا لازم دیدم در این مورد شما را به چند سند تاریخی ارجاع داده و به شما نشان دهم اقوام ایرانی همه از یک ریشه و نژاد بوده و اینها همه دسیسه و توطئه استعمار و مافیای فساد جهانی بوده و افراد به اصطلاح تجزیه طلب، جز یاوه و مهمل چیزی نمیگویند و اساس و استدلال کار و حرفهایشان همه بر اساس جعلیات و دروغ و اسناد بی پایه و اساس میباشد.
در ابتدا باید به این نکته اشاره کرد که این احزاب قوم گرا و پانیسم، یک لولو به اسم شوئنیسم فارس در ذهن این جاهلان ترسیم کرده و تمام بدبختیها و مشکلات اقوام را از زندگی در زیر سلطه فارسها میدادند!!!!! در صورتی که فارس و فارسی نه یک قوم بلکه یک زبان مشترک بین تمام اقوام ایرانی میباشد، همانطور که دولتهای ترک تبار مانند غزنویان، سلجوقیان، صفویه و افشارها و قجرها همگی به زبان پارسی سخن گفته و زبان نگارش رسمی و دیوانی آنها همگی به پارسی بوده و این نشان دهنده ریشه قوی زبان پارسی در بین اقوام ایرانی میباشد. حتی زبان رسمی دولت عثمانی تا جنگ ملل اول به پارسی بوده و نامه های دولتی و دیوانی همگی به این زبان نگارش شده است.
حال عده ای معلوم الحال هویت خواهی را بهانه قرار داده و در واقع با دادن آدرس اشتباه سرچشمه و منشأ مشکلات جاری داخلی و خارجی مملکت و فقر و تبعیض و اعتیاد و تن فروشی و کودکان کار و کولبری و هزاران مشکل و معضل که گریبانگیر مردمان این مرز و بوم، فقط میتواند کار پایوران وابسته به همان منشأالعلل این بدبختیها و کاستیها باشد و صد البته خوراک بسیار دهن پر کنن برای عده ای جاهل و مرتجع که به اسم هویت طلبی که در فضاهای مجازی و رسانه ای مبادرت به لجن پراکنی کنند. جالب است بسیاری از همین افرادی که به اسم کرد به سهراب پورناظری حمله ور شده و او را خائن خطاب کرده که گفتار تو هویت کردی ما را زیر سوال برده است، اقوام کرد را از قوم ماد دانسته و همین امر را مستمسکی برای بیگانه بودن و حتی دشمن بودن فارسها دانسته اند.
در صورتی که این دو قوم تاریخی ماد و پارس که خاستگاه آنان سرزمینهای غربی و شمال غرب و جنوب و جنوب غرب ایران کنونی میباشد از یک ریشه و نژاد بوده و همیشه وحدت گسست ناپذیر و ذاتی بین این اقوام برقرار بوده است. آنقدر نشانه های وحدت بین اقوام ایرانی بیشمار است که باید جهت برشماری آنها دریایی از کتاب به رشته تحریر درآورد ولی در این مقال نظر شما را به چند سند محکم و متقن جلب مینمایم :
۱. نگاره های تخت جمشید، کافیست به این نگاره های هخامنشی بنگرید که چگونه ماد و پارس دستان یکدیگر را فشرده و وحدت و مفهوم اقوام ایران زمین را به رخ بدخواهان این سرزمین اهورایی میکشد.
۲- کوروش هخامنشی که خود از مادری ماد و پدری پارس بود که این خود نشانه یکی بودن این دو قوم تاریخی میباشد، هرودوت نقل میکند زمانی کوروش بر سر رودخانه هالیس( قزل ایرماق امروزی در ترکیه) با قارون کروزوس پادشاه لیدی وارد جنگ شد، قارون جهت پیشگویی نتیجه جنگ به معبد دلفی با دادن هدایای گرانبها رجوع کرد، پیشگویان به کروزس گفتند که هر وقت یک قاطر پادشاه ایران شد!!!! تو شکست خواهی خورد، قارون کروزس بسیار خوشحال گردید چون هیچ وقت یک قاطر به پادشاهی نخواهد رسید و پیروزی قاطع ازآن اوست، اما کروزس در آن جنگ از کوروش شکست سنگینی خورد، چون قافل از این بود که قاطر همان کوروش میباشد چون نماد پرچم ماد الاغ (خر) و نماد پرچم پارس اسب بوده و کوروش حاصل این وصلت بوده است، در این داستان هرودوت با اینکه در کل نگاه منفی و حتی دشمنانه به ایران دارد ولی بخوبی وحدت و هم ریشه بودن ایرانیان را نشان میدهد.
۳- خاستگاه ماجرای شیرین و فرهاد و خسرو و شیرین که داستانهای آنها ریشه در تاریخ ایران دارد و نظامی گنجه شاعر بی همتای پارسی و فردوسی بزرگ آن را با قلم توان