گرته برداری ناقص جواد طباطبایی از لئو اشتراوس

🖋یک انگارۀ کانونی در فهم طباطبایی از بحران، «جدال قدیم و جدید»است. گرچه طباطبایی در کتابهایش به وامگیری فکری از لئو اشتراوس اشاره‌ای نمیکند، این انگاره براستی یادآور «جدال قدیمیها و جدیدها»ی اشتراوس و نیز دوگانۀ «آتن ـ اورشلیم»اوست

اشتراوس و طباطبایی هر دو زوال سیاسی را، چه در اروپا و چه در ایران، پیامد زوال فلسفۀ سیاسی میدانند. طباطبایی هم مثل اشتراوس، فلسفۀ سیاسی را هم‌عنان تأمل عقلانی دربارۀ زندگی اجتماعی و مدنی میشمارد؛ تأملی که به نشانۀ چندین سده زوال در ایران، قرنهاست از افق اندیشه و عمل ایرانیان دور افتاده. بی‌شک طباطبایی پیرو نگاه ضدمدرن اشتراوس نیست

در چشم اشتراوس، تنش آتن ـ اورشلیم «راز سرزندگی» تمدن غرب و چالشی است میان خرد(یونانی/عرفی) و وحی، که نباید با هیچ سنتزی و یا با پیروزی هیچیک از دو سو پایان یابد. و این جدال را باید همیشه چون «تنشی پُربار و نیرودهنده» زنده نگه داشت

در صورتبندی اشتراوس، دومین تنش، دوگانۀ «جدال قدیمیها وجدیدها»ست؛ ناسازگاری میان عقلانیت‌ابزاری مدرن(عقل روشنگری) و ارتدوکسی (دینی). به ‌باور اشتراوس، در اروپای مدرن نیروی فراگیر عقلانیت‌ابزاری روشنگری بر خرد(یونانی/عرفی) و ارتدوکسی دینی هردو چیره شده. این پایان‌یافتن جدال خود بمعنای زوال اندیشۀ اروپایی است؛ چراکه به خاموشی تنش میان آتن ـ اورشلیم نیز انجامیده

ناسازگاری هگل و اشتراوس به کنار، برگرفته‌های طباطبایی از اشتراوس نیز، مثل کاربست‌اش از هگل، بسیار گزینشی‌اند و پروای انسجام ندارند. انگارۀ جدال قدیم و جدید طباطبایی در‌هم‌جوشی است از دو دوگانۀ اشتراوس. «قدیم» طباطبایی بسیار همانند اورشلیم اشتراوس است. درحالیکه «جدیدش» هیچ عقلانیت‌ابزاری اشتراوس را بخاطر نمیآورد. «جدید»طباطبایی نامی دیگر است برای حکمت/خرد عرفی/یونانی، و نه بر عقلانیت‌ابزاری که در دوگانۀ اشتراوس در برابر حکمت عرفی/یونانی مینشیند. لذا کاربست مفهوم«جدید» در طباطبایی از آن تمایز ظریف و کانونی که اشتراوس میان عقلانیت ابزاری(که به ‌دید اشتراوس پاره‌ای از سرشت رو به زوال مدرنیته است) و حکمت/خرد یونانی/عرفی (همان که اشتراوس فلسفۀ سیاسی افلاطونی میخواند)درمی‌اندازد، بی‌بهره است

درحالیکه اشتراوس بازافروختن تنش میان آتن و اورشلیم را نوشداروی زوال غرب مدرن میداند، طباطبایی نیز ازسرگیری جدال قدیم و جدیدِ خودش را دوای زوال ایران میشناسد. درحالیکه اشتراوس با بازافروختن تنش میان آتن و اورشلیم، سکولاریسم سیاسی را پس میزند و به زنده‌کردن ارتدوکسی دینی(تئوکراسی) در غرب مدرن فتوا میدهد، برنامۀ طباطبایی نشاندن عقل عرفی ‌جای سنت/ارتدوکسی دینی است. یعنی، آنچه به ‌دید اشتراوس دلیل زوال غرب سکولار بود(یعنی حاکمیت عقل سکولار و مدرن) در نظر طباطبایی بسان علاجی برای زوال ایران فراخوانده میشود

طباطبایی بر آن است که در انقلاب مشروطه، شماری از روشنفکران کوشیدند تا شعلۀ جدال قدیم و جدید را برافروزند اما افسوس که به باور طباطبایی «قدیم»مُرده‌‌تر از آن بود که پا به جدالی بگذارد و بدین‌رو به برآمدن نوشدارو مددی رساند. لذا نباید خواستِ طباطبایی برای بازافروختن جدال قدیم و جدید را بمعنای ظاهری‌اش گرفت. در نگاه طباطبایی، سنت متصلب استخوانی چنان مرده است که به‌هیچ‌رو از او امید درگیری در جدالی چنین پرهول‌وهراس نمیتوان داشت. بنابراین فراخوان طباطبایی برای زنده‌کردن جدال، در بهترین حالت، یک آرزوی ساده‌دلانه برای درآغوش‌گرفتن یکبارۀ مدرنیتۀ عرفی است

در نظر طباطبایی:
1️⃣سنت ایران گرفتار در وضعیت «انحطاط مضاعف»است که در دامش نه میتواند موقعیت رو به زوال خود را ببیند و نه میتواند به ناقدیِ این گرفتاری برخیزد تا راهی‌ بسوی رهایی بگشاید
2️⃣از درون، زمان برای فهم و نقد این سنت صُلب برای همیشه سپری شده و نقد تنها از دیدگاه مدرن/بیرون ممکن است
3️⃣اما ایرانیان نمیتوانند از دیدگاه مدرن به سنت بنگرند چراکه زیستن در بن‌بست سنت، افق هرمنوتیکی دیدشان را فروبسته

طباطبایی برغم دعوی در پیروی از هگل و اندیشۀ دیالکتیکی، در نگاه دوگانه‌پندار خویش جای چندانی برای سنتز قطبها و درهم‌آمیختگی دیالکتیکی آنها باز نمیکند و چون اشتراوس به سازش‌ناپذیری و سنتزناپذیری آنها باور دارد. به‌گفتۀ او، آخرین‌بار که ایرانیان مشروطه‌خواه با سودای سنتز میان مدرنیته و سنت ایرانی سرخوشی‌ کردند، پیامدش سردرد خمارِ ایدئولوژیهای دل‌‌آزار بود. طباطبایی ایرانیان را در حال و روز داستان قصر کافکا وامی‌نماید:گویی آنان در آستانۀ قصر مدرنیته ایستاده‌اند، بیخبر از آن‌چه در درون قصر میگذرد، بیخبر از آنچه آنها را به درِ دروازۀ این قصر کشانیده‌ و بیخبر از اینکه چرا پیوسته بر حلقۀ در میکوبند بی‌آنکه هیچگاه این در بروی آنان باز شود. تصویر کافکایی طباطبایی از ایران حس ناامیدی و درماندگی برمی‌‌انگیزاند/مطالعات ایران

Comments

Be the first to add a comment