◾️ روز هفتم است؛ هفت روز گذشته از رفتنِ محمدرضا شجریان و در این هفت روز حرفها زده و سخنها گفته شده. حالا ما ماندهایم و میراثِ بینهایتِ او برای ما.
▫️میتوان گفت که در این هفت روز، شجریان را تابهحال اینقدر زنده، نزدیک و نفسبهنفسِ خودمان حس نکرده بودیم؛ اینقدر با همدلی آوازش را زمزمه نکرده بودیم و تا این اندازه با فریادهایش، دردها و رنجهایمان را مشترک ندیده بودیم.
◾️ این فریادها میراثِ شجریان است؛ فریادهایی که هر روز زمزمه میکنیم و مشق میکنیم تا آنکه صدایمان شنیده شود. فریادِ دیوانهدلان و سوتهدلان، فریادهایی در هجر و سوگِ یاران، فریادهایی برای زندگی، فریادهایی برای آزادی.
▫️روز هفتم را با صدای خودِ او گرامی میداریم که دوبیتیهای باباطاهر را میخواند؛ با سرخوشی و همان اندوهِ همیشگی که در جانمان، در صدای او و در شعرمان نهفته است.
1 comment
اگر روزی خداوند مجنونِ لیلایی شود و بخواهد شیدایی خویش در قالب ترانه ای برای او بازگوید این آواز شجریان را با همین حنجره برای..."او"خواهد خواند